تبليغاتX

پایگاه اطلاع رسانی پزشکی شفا - مروري بر پديده خشونت‌بار كودك آزاري‌

 

مروري بر پديده خشونت‌بار كودك آزاري‌
جرايم سياه مجرمان جنسي‌


بامداد شنبه 6 بهمن 1386: جواني 21 ساله تحت‌الحفظ، با گام‌هايي لرزان به حياط زندان مركزي اصفهان پا مي‌گذارد. نامش رضا است، شهرتش ش.... ، جرمش تعرض. او متهم است سال گذشته چندين پسربچه 7 تا 10 ساله را ربوده و مورد تعرض قرار داده است. هرچند فقط خانواده 7 كودك عليه او شكايت كردند، اما خودش اذعان دارد كه گناهش بيشتر و جرمش سنگين‌تر است.
دقايقي بعد با تاييد پزشك قانوني حاضر در محل اجراي حكم، نام رضا و پرونده‌اش به بايگاني دادگستري سپرده مي‌شود، در همان رديفي كه پيش از اين پرونده بيجه‌، جاني پاكدشتي، محمدعلي فيروزي شكارچي كودكان مرودشتي و... جاي گرفته بود. تكرار چنين پرونده‌هايي از معضلي تلخ حكايت دارد كه نه با سرپوش گذاشتن بر آن بلكه با موشكافي، تحقيق و چاره‌يابي بايد با آنها برخورد كرد.

رضا و مجرماني از اين دست بي‌شك پيش از آن كه به جنايتكاراني مخوف تبديل شوند خود قرباني معضلات گوناگون از فقر و نابساماني خانوادگي تا بيماري‌هاي روحي و رواني بوده‌اند؛ به گونه‌اي كه مقايسه پرونده، اظهارات و سرگذشت اين افراد سرنخ‌هاي مشابهي را آشكار مي‌كند كه بر اختلال شخصيتي آنان مهر تاييد مي‌زند.

رضا 21 سال قبل در خانواده‌اي فقير و پرجمعيت متولد شد. او خودش درباره كودكي‌اش گفته بود: «از كودكي چيزي به جز بدبختي به ياد ندارم. خانواده من بيشتر از 10 فرزند داشت و پدرم با من بدرفتاري مي‌كرد».

نابساماني خانوادگي نخستين گام در مسير جرم و جنايت است. بيجه - قاتل كودكان پاكدشتي كه به قربانيانش تعرض مي‌كرد - نيز وضعيتي مشابه داشت. او در 3 سالگي مادرش را كه به سرطان خون مبتلا بود از دست داد و با پدرش كه مرتب او را كتك مي‌زده و شكنجه مي‌داده زندگي مي‌كرد و پدر چندي بعد ازدواج مجدد كرد.

كاظم بيرجندي  آسيب‌شناس اجتماعي  درباره نقش خانواده در آينده كودكان مي‌گويد: «انسان موجودي اجتماعي است و خانواده نخستين جامعه‌اي است كه فرد عضويت در آن را تجربه مي‌كند. تحقيقات نشان داده است نحوه رفتار والدين با كودك و روابط پدر و مادر با يكديگر نقش بسزايي در شكل‌گيري شخصيت فرد دارد. به گونه‌اي كه كودكان خانواده‌هاي نابسامان در آينده از كمبودهاي عاطفي رنج مي‌برند و از سويي بزرگ‌ترين فرصت زندگي را براي فرا گرفتن مهارت‌هاي زندگي سالم از دست مي‌دهند، بنابراين طبيعي است خانواده‌هاي ناسالم، فرزندان ناسالم‌ تحويل جامعه دهند.»

وي مي‌افزايد: «كودكاني كه مورد خشونت والدين قرار مي‌گيرند يا شاهد اعمال خشونت پدر و مادر نسبت به يكديگر هستند به احتمال زياد در بزرگسالي از همان الگوي خشن تبعيت مي‌كنند و شخصيت‌هاي ضداجتماعي خواهند داشت.»

وضعيت فرد در نظام آموزشي و مدرسه از ديگر مولفه‌هايي است كه در شكل‌گيري شخصيت او نقش و تاثير مهمي دارد. رضا هيچ گاه در مدرسه فردي موفق نبود. او كلاس اول دبستان مردود و در كلاس دوم با معلمي روبه‌رو شد كه خشن بود. اين جوان در نهايت در كلاس پنجم دبستان ترك تحصيل كرد. بيجه نيز در شرايطي مشابه با وجود هوش بالا و استعداد زياد براي تحصيل در 11 سالگي مدرسه را رها كرد و هر دو مجرم به سرعت وارد بازار كار شدند. رضا ابتدا در يك لبنياتي و سپس در كشتارگاه مشغول به كار شد و بيجه مدتي به عنوان نان‌خشك‌ جمع‌كن فعاليت مي‌كرد.

بيرجندي در اين رابطه مي‌گويد: «شخصيت فرد مرحله به مرحله شكل مي‌گيرد و مدرسه پس از خانواده بيشترين نقش را در پروسه رشد فرد به عهده دارد. طبيعتا ناكامي تحصيلي و ترك مدرسه به معناي آن است كه فرد از يك سري آموزش‌هاي لازم براي زندگي محروم مي‌شود، توان تطابق دادن خود با شرايط اجتماعي را از دست مي‌دهد، نمي‌تواند درك درستي از پديده‌هاي زندگي فردي و اجتماعي داشته باشد و... در اين ميان اين مجرمان بلافاصله پس از رهاكردن مدرسه وارد بازار كار مي‌شوند يعني از دنياي كودكي به دنياي بزرگسالي جهش مي‌يابند، بدون آن كه اين اتفاق گام به گام رخ داده باشد و فرد به لحاظ ذهني و رواني و حتي جسمي، آمادگي روبه‌رو شدن با شرايط جديد را داشته باشد.»

نكته ديگري كه در اين پرونده‌ها كاملا مشهود است خاطره تلخ مجرمان جنسي از كودكي و گذشته خودشان است. غالب اين افراد پيش از آن كه تبديل به يك بزهكار شوند، خود بزه ديده بودند. رضا دو بار مورد تعرض قرار گرفته بود. او در اين باره گفته بود: «پس از كار در كشتارگاه در يك مغازه مشغول به كار شدم و يك روز هنگامي كه آنجا تنها بودم مردي به من حمله كرد و با وجود مقاومت من، مرا مورد تعرض قرار داد. پس از آن بود كه از خودم و آن مرد متنفر شدم و به فكر انتقام‌جويي افتادم.» اين حادثه در مورد بيجه نيز رخ داده و او دو بار در سنين 6 و 12 سالگي مورد آزار جنسي قرار گرفته بود.

مريم رامشت  روان‌‌شناس و استاد دانشگاه  در اين باره مي‌گويد: «بررسي روانكاوانه افرادي كه مرتكب جرايم جنسي مي‌شوند نشان مي‌دهد كه در اغلب موارد آنان به اختلالات روحي و رواني مبتلا هستند و اين اختلالات در زماني ريشه دارد كه خود مورد سوءاستفاده جنسي قرار گرفته‌اند. افرادي كه در كودكي مورد تعرض قرار مي‌گيرند بايد تحت درمان قرار گيرند و به شرايط رواني‌ آنها رسيدگي شود؛ در غير اين صورت صدمات وارده بر آنها مي‌تواند از اين اشخاص، افرادي بزهكار بسازد كه قصد دارند از جامعه انتقام بگيرند. به همين خاطر است كه بايد به قربانيان جرايم جنسي توجه ويژه داشت.»

نكته ديگري كه در رابطه با اين دسته از مجرمان بايد مدنظر قرار داد، رشد نسبي اين افراد و اخلال در اين فرآيند است. سيدضياءالدين فائق   آسيب‌شناس اجتماعي  در اين باره مي‌گويد: «رشد جنسي فرد دو مرحله مهم دارد، مرحله اول دوره سني 4 تا 7 سالگي است، در اين دوره كودكان نخستين بار با جنسيت خود آشنا مي‌شوند و الگوهاي اساسي را براي شكل‌گيري جنسيت و شخصيت خود انتخاب مي‌كنند. در اين باره كودكان با توجه به جنسيت خود اسباب‌بازي‌ها و لباس‌هاي مخصوص را مي‌پسندند. پس از اين دوران با دوره نهفتگي مواجه هستيم؛ در اين دوره فرد به ثبت اتفاقات در ذهن خود مي‌پردازد، همه چيز را دروني مي‌كند و الگوهاي جنسي و خميرمايه زندگي آينده‌اش شكل مي‌گيرد. اين دوره از 7 تا 11 سالگي ادامه دارد و كودكاني كه دراين مرحله در خانواده‌هاي ناسالم زندگي مي‌كنند، تابع الگوهاي نادرست جنسي مي‌شوند و چون وقايع در ذهن‌ آنها ثبت مي‌شود، احتمال اين كه در بزرگسالي به مجرم جنسي تبديل شوند زياد است. پس از دوره نهفتگي، سن 11 تا 15 سالگي دوره اول بلوغ و 17 تا 20 سالگي دوره دوم بلوغ است كه درباره اين دوران، افراد اطلاعات بيشتري نسبت به مراحل قبلي رشد جنسي دارند و والدين بايد در دوره نهفتگي جنسي بشدت مراقب كودكان خود باشند.»

علاوه بر ريشه‌يابي اين دسته از جرايم و تلاش براي پيشگيري از تكرار آنها، شناسايي، دستگيري و مجازات مجرمان نيز بسيار حائز اهميت است. احمد ابراهيمي  حقوقدان  درباره مجازات اين مجرمان مي‌گويد: «مجازات چنين اعمالي طبق قانون مجازات اسلامي مرگ است. ترتيب رسيدگي به اين پرونده‌ها به اين شكل است كه پس از طرح شكايت در دادسرا، دستور قضايي براي شناسايي و بازداشت متهم صادر مي‌شود و پس از دستگيري فرد، دادسرا موظف است پرونده را بدون رسيدگي به دادگاه‌هاي كيفري استان ارجاع دهد؛ چرا كه قانون پيش‌بيني كرده است، دادسرا حق ورود به پرونده‌هاي تجاوز به عنف را ندارد. در ادامه دادگاه‌هاي كيفري استان تحقيق از متهم را آغاز مي‌‌كنند و پس از اثبات جرم، وي را به مرگ محكوم مي‌كنند؛ اما تشخيص چگونگي اجراي حكم طبق ماده  110 قانون مجازات اسلامي برعهده قاضي است.

تعيين مراحل ويژه‌اي براي رسيدگي به اين‌گونه جرايم به خاطر آثار و تبعات منفي است كه در جامعه به‌جاي مي‌گذارد. غلامرضا انصاري  رئيس كل دادگستري استان اصفهان  درباره ضرورت مجازات اين مجرمان مي‌گويد: اصولا دليل مجازات مجرمان، پيشگيري از وقوع جرايم مشابه است و قطعا هر كس در تعارض با منافع اجتماع قرار گيرد با برخورد جدي، قاطع و قانوني روبه‌رو خواهد شد. اساس اصرار قانونگذار بر اجراي مجازات به منظور جلوگيري از تجري ساير افراد و عبرت گرفتن اشخاصي است كه به هنجارهاي جامعه توجه نمي‌كنند.

وي مي‌افزايد: اگر چه اين مجرمان مجازات مي‌شوند، اما بايد به سمتي حركت كنيم كه با آموزش خانواده‌ها، كودكان را مصون كنيم و با اقدامات پيشگيرانه سد راه افرادي مانند رضا شويم.

عليرضا رحيمي‌نژاد
منبع : جام جم انلاين

+ نوشته شده توسط شفا 88/11/27- |
عناوین آخرین مطالب ارسالی پایگاه شفا
:: در همه احوال خویشتن یاری رسان دیگران باشید
:: صفر عاشقی
:: صفر عاشقی
:: صفر عاشقی
:: ورزش‌هایی برای درد كف پا و پاشنه
:: بخور گرم یا بخور سرد؟
:: رشته پرستاري طب سنتي و تغذيه سنتي راه اندازي مي شود
:: روزانه 378 قلب از طپش می‌ایستد
:: صفر عاشقی
:: داروهای گیاهی خروج از انزوا
:: مصرف فيبرهاي خوراكي به كاهش كلسترول خون كمك مي كند
:: احتمال رشد 9 درصدی تعرفه های پزشکی سال 91
:: ابهام در سلامت غذاهای آماده به مصرف موجود در بازار
:: اصلی ترین استراتژی وزارت بهداشت برنامه پزشک خانواده است
:: مجتمع بيمارستاني امام خميني نماد درمان در کشور است

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ و متعلق به پایگاه اطلاع رسانی پزشکی شفا می باشد

کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد

E-MAIL:irshafa@yahoo.com