تبليغاتX

پایگاه اطلاع رسانی پزشکی شفا - اختلال دو قطبي - دكتر تاد دبيليو. هال

 

 اختلال دو قطبي - دكتر تاد دبيليو. هال

 

::. جهت کسب اطلاعات در این خصوص روی این لینک کلیک کنید .::

وقتي تريسي در سالهاي ابتدايي نوجواني بود، حمله‌هاي شديدي را به مدت چند روز تجربه مي‌كرد. او چند كتاب را با هم مي‌خواند، مقدار زيادي غذا مي‌پخت در حاليكه او در حالت عادي به اين كار علاقه‌اي نداشت و بسيار شاد بود. خانواده تريسي در روزهاي اول فكر مي‌كردند اين رفتار طبيعي يك نوجوان است اما بعد از مدتي مشاهده شد پس از اين دوره‌ي سرخوشي، فعاليت‌هاي او تغيير مي‌كند.

او چند روز در اتاقش مي‌ماند و با كسي حرف نمي‌زد. اين دوره‌ها شديد و شديدتر شدند و مرتباً تكرار مي‌شدند تا اينكه تريسي به خاطر تلاش براي خودكشي در يكي از دوره‌هاي افسردگي‌اش در بيمارستان بستري شد.

مورد بعدي مربوط به پسري به نام جان است. او به طورناگهان تغيير كرد. در رفتارش نشانه‌هايي از انرژي زياد مشاهده شد شبها كمتر از سه ساعت مي‌خوابيد و درباره‌ي نقشه‌هاي بزرگ و عقيده‌هايش با هر كسي كه مي‌ديد با انرژي زيادي صحبت مي‌كرد. يك شب حدود ساعت يك شروع به دويدن كرد و آنقدر دويد كه از خستگي زياد به زمين خورد و به شدت مجروح شد. و سپس باقي شب را بيدار ماند و 100 صفحه از داستاني را نوشت كه مطمئن بود چاپ خواهد شد.

روز بعد او اصلاً احساس خستگي نمي‌كرد.

تريسي و جان هر دو از اختلال دو قطبي رنج مي‌بردند يكي از پيچيده‌ترين و شديدترين بيماريهايي كه هم شخص مبتلا و هم خانواده‌اش را بسيار آزار مي‌دهد. اين اختلال پيشتر به نام افسردگي همراه با شيدايي معروف بود و اختلال دو قطبي نيز نامش را از تغييرات غير قابل پيش‌بيني رفتار فرد از قطب حداكثر (مانيا) به قطب حداقل (افسردگي) گرفته است.

احساس خوبي را كه بعد از يك اتفاق خوب مثل دريافت پاداش در محل كار، عاشق شدن، و يا فتح قله‌ي كوهي به شما دست مي‌دهد درنظر بگيريد سپس شدت آن را سه يا چهار برابر كنيد، سرعت آن را سريع و به طرف جلو تنظيم كنيد، مقدار انرژيتان را سه برابر كنيد و فكر كنيد براي روزها، هفته‌ها، يا حتي ماهها چنين احساسي داريد تا اينكه از خستگي بيهوش شويد. اين مقدار كمي از احساس است كه يك مانيايي دارد.

حداقل از هر صد نفر يك نفر از اختلال دوقطبي رنج مي‌برند.

ممكن است اين سوال براي شما پيش بيايد كه چه اشكالي دارد كه شخصي انرژي زيادي داشته باشد؟ مشكل اين است : شما شايد كارهاي اغراق آميز يا غيرعاقلانه‌اي در طي حالت مانيايي انجام دهيد. بسياري از عقايد شما غيرمنطقي هستند و حرفهاي اغراق آميز شما ممكن است حتي بهترين دوستهايتان را هم با شما غريبه كند. بعد از اين مرحله، انرژي شما پايين مي‌آيد وقتي اين اتفاق مي‌افتد شما به افسردگي شديد مي‌رسيد. ده تا پانزده درصد از افرادي كه اختلال دو قطبي دارند اين حالات خود را با خودكشي پايان مي‌دهند. براي مثال تريسي كه در ابتدا در موردش صحبت كرديم بعد از دوره‌ي مانيايي‌اش تا حد زيادي افسرده شده بود كه دست به خودكشي زد. او مي‌گفت: هيچ اميدي نيست. تغييرات رفتاري من روز به روز بدتر و بدتر مي‌شوند و من هيچ زندگي معمولي نخواهم داشت او علاقه‌اش را به اكثر چيزها از دست داده بود و در تمام طول روز مي‌خوابيد و نهايتاً سعي كرد كه به اين وضع پايان دهد.

حداقل از هر صد نفر يك نفر از اختلال دو قطبي رنج مي‌برد. اين بيماري در اواخر نوجواني يا اوايل بيست سالگي شروع مي شود و به نظر مي‌رسد اين بيماري در مردان ابتدا حالت‌هاي مانيك و در خانمها حالت‌هاي افسردگي ايجاد مي‌كند. هرچه اين اختلال زودتر شروع شود، دوره‌ اين بيماري شديدتر خواهد بود.

اين اختلال در صورتي كه كنترل نشود، در زندگي شخصي، خانوادگي و شغلي فرد آشفتگي به وجود مي‌آورد و شخص خسارت مي‌بيند. و نشانه‌هاي بيماري در طول زندگي فرد تكرار مي‌شوند. خبر خوب اين است كه اختلال دوقطبي يكي از بيماريهاي رواني قابل درمان است و همه‌ي افرادي كه از اختلال شديد دو قطبي رنج مي‌برند درگير اختلالات شديد اين بيماري نمي‌شوند. برخي افراد از اختلال cyclothymic (تغيير وضع مزاجي و روحي از شادابي و فعاليت و غمگيني و....) رنج مي برند، مشكلي با شدت كمتر، به همراه بي‌ثبات بودن رفتار كه زمان كوتاهتري دارد و ضعف كمتري نسبت به حالت قبل ايجاد مي‌كند. در صورتيكه اختلال دو قطبي گسيختگي زيادي را در زندگي فرد به وجود مي‌آورد، خيلي از افرادي كه از اشكال ملايم اين بيماري رنج مي‌برند رهبران قوي و مبتكري هستند. در حقيقت برطبق شواهد موجود گفته مي‌شود افراد بزرگي در تاريخ بودند كه از اختلال دو قطبي و يا اختلالاتي شبيه به آن رنج مي بردند در بين آنها شخصيت‌هاي سياسي همچون چرچيل، دنيل و بستر و موسوليني، رهبران مذهبي همچون جوزف اسميت (بنيان گذار مورمونيسم) ويليام كوپر (شاعر و سراينده) و سي‌.تي استاد (مؤسس جنبش مذهبي دانش‌آموزان) وجود دارند.

مانيا

 اشخاصي كه در حالت مانيايي به سر مي‌برند به شدت تحريك پذير، بدخلق و پرتكاپور هستند. آنها به خواب كمي احتياج دارند (دو يا سه ساعت در شب حالت معمول آن است)، سريع و با فشار حرف مي‌زنند افكار دوره‌اي دارند و ممكن است به طور ناگهاني از موضوعي به موضوع ديگري كه هيچ ربطي به هم ندارند بپردازند، گيج و بي ملاحظه هستند، بي‌پروا رانندگي مي‌كنند شديداً شاد و سرمست هستند هزارها دلار را به سرعت خرج مي‌كنند. بسياري از آنها احساس اغراق آميزي از اهميت و يا تواناييهايشان دارند.

در حالت‌هاي مانيايي خفيف‌تر انرژي زياد، تفكر سريع و احتياج به خواب كم به طور موقت مي‌تواند به نوآوري باور نكردني تبديل شود همچنين اين افراد مي‌توانند بسيار زودجوش و اجتماعي باشند و شايد به اينكه افراد قابلي در سخنراني هستند و يا گرم كننده‌ي مجالس هستند ايمان بياورند.

در مانيايي شديد، افراد به يك بيمار رواني تبديل مي‌شوند بدين معني كه مراحل فكري و يا تواناييشان براي قضاوت درباره‌ي حقيقت هم خواني ندارند آنها شايد درباره‌ي توانايي‌هايشان اعتماد زيادي پيدا كنند و سرانجام راضي شوند كه قدرت پيش‌بيني آينده را دارند. بعضي اوقات يك مسيحي با اختلال دو قطبي ممكن است مسئوليت‌هاي روزانه‌اش را رها كرده و تمام وقتش را به خواندن كتاب مقدس بپردازد و ساعتها با يك نفر در مورد خدا صحبت كند.

جري به مدت ده سال يك مغازه‌ي كفش فروشي كوچك اما موفق داشت بعد از وقتي دچار شيدايي شد و شروع به برنامه‌ريزي براي گسترش كارش كرد. او معتقد بود نقشه‌اي كه داشت مي تواند مغازه‌اش را در كل ايالت و يا حتي در آمريكا مشهور كند او بيست و چهار مغازه‌ي ديگر اجاره كرد و دهها هزار جفت كفش سفارش داد قبل از اينكه خانواده‌اش بتوانند او را از اين كار منع كنند. خوشبختانه همسرش توانست كارها را مرتب كند. او اجاره نامه‌ي ساختمان‌ها را لغو كرد و كفش‌ها را قبل از اينكه خانواده به طور كامل ورشكست شود، به توليدي برگرداند!

بسياري افراد با اين اختلال بايد به پزشكان زيادي در طي چندين سال مراجعه كنند تا يك نفر دليل اصلي را كشف كند.

 تشخيص حالت شادماني كه بخشي از اختلال دوقطبي است در ابتدا سخت است بسياري مردم فكر مي‌كنند كه يك شخص مانيك يك شخص شاد و با انرژي است آنها نمي‌دانند كه مانيا ممكن است باعث شود شخص پارانويد، زودرنج، تحريك پذير و بسيار قوي شود. مانياي خفيف ممكن است با نوسانات معمولي رفتار اشتباه گرفته شود.

بسياري از افراد با اين اختلال مثل تريسي، بايد به پزشكان زيادي مراجعه كنند تا دليل اصلي بيماري آنها كشف شود.

افسردگي

قسمت ديگر اختلال دوقطبي مخالف حالت مانيايي است. افرادي كه در حالت افسردگي هستند احساس غم و دلتنگي مي‌كنند، سطح انرژي پاييني دارند، مقدار خواب آنها افزايش يا كاهش يافته است، به فعاليت‌هاي لذت بخش بي‌علاقه شده‌اند، احساس بي‌ارزشي مي‌كنند، نمي‌توانند تمركز كنند و افكار مرتبط با خودكشي دارند. افراد در حالت افسردگي عموماً احساس گناه مي‌كنند و خودشان را محكوم مي‌كنند و شايد راضي شوند كه خدا آنها را دوست ندارد و يا فكر كنند كه رستگاري خود را از دست داده‌اند.

رفتار برخي افراد بين مانيا، افسردگي و حالت عادي تغيير مي كند. بعضي اوقات مانيا و افسردگي در يك زمان تجربه مي‌شوند كه به آن mixed spisode مي‌گويند اين اختلال با اين نشانه‌ها تشخيص داده مي‌شود: زودرنجي ، اضطراب، احساس بي ارزشي، خواب كم و رفتار نسنجيده، اين اختلال مي‌تواند خيلي خطرناك باشد زيرا اگر شخص افكار مربوط به خودكشي داشته باشد، حالت‌هاي مانيايي ممكن است به شخص انرژي كافي براي برنامه ريزي براي خودكشي بدهد در حاليكه افسردگي شخص اين انرژي را ندارد.

استرس خانواده

هر دو حالت مانيايي و افسردگي تنش باور نكردني را براي افراد خانواده و دوستان ايجاد مي‌كند. از آنجايي كه افراد در حالت مانيايي غيرمنطقي هستند و رفتار نسنجيده‌اي دارند، اعضاي خانواده مي‌ترسند كه اين افراد كاري مضر يا خطرناك انجام دهند. اين افراد شايد خانواده را به قرض و بدهي‌هاي سنگين گرفتار كنند، كارهاي متفاوتي انجام دهند، كارشان را ترك كنند و رفتارهاي احمقانه‌اي از خود بروز دهند. اعضاي خانواده افراد افسرده وقتي بارها تلاش آنها براي حمايت و تشويق شخص رد مي‌شود خيلي نااميد مي‌شوند

دلايل

در حال حاضر ما اطلاع خاصي از اينكه دقيقاً چه امري باعث ايجاد اختلال دوقطبي مي‌شود نداريم. افزايش اختلال دو قطبي در بين اقوام درجه‌ي اول، احتمال ارتباط اين بيماري با وراثت را اثبات مي‌نمايد. علاوه بر وجود استعداد براي اين بيماري ، شايد دلايل روان شناسي ديگر نيز وجود داشته باشد مانند تعارض‌هاي طولاني عاطفي كه مي‌تواند مشكلات زيادي را ايجاد كند.

از ديدگاه معنوي، در حاليكه تمام مشكلات بشري در نهايت از سرپيچي آدم و حوا كه گناه و زشتي را وارد جامع و زندگي شخصي كرده‌اند سرچشمه مي‌گيرد، به نظر مي‌رسد بسياري از افراد معتقد به مسائل ديني هم بخش زيادي از زندگي خود را با اين حالت اضطراب آور گذرانده‌اند.

افراد معتقدي كه از اين اختلال رنج مي‌برند، تغييرات زيادي را در زندگي ديني خود تجربه مي‌كنند در حالت شيدايي مي‌توانند بسيار هيجان زده و خيالاتي باشند و تمام وقت خود را به خواندن كتاب مقدس مي‌گذرانند و تمام اين كارها با انرژي مافوق بشري انجام مي‌دهند. آنها مطمئنند كه خداوند به آنها برنامه‌ي ويژه‌اي داده است و سپس در وضعيت افسردگي، بي حال شده احساس گناه مي‌كنند و اميدي به ارتباط با خداوند ندارند.

 درمان دارويي

 يكي از مشكلات اين اختلال نبود درمان كامل است. به هر حال با آنكه سر و كار داشتن با آن مشكل است، در حقيقت مي‌توان با مراقبت‌هاي حرفه‌اي در مدت زمان طولاني آن را كنترل كرد. درمان دارويي ، روان درماني و ايجاد تغييرات در طرز زندگي افراد، آثار مخرب اين اختلال كاهش مي‌دهد و به آنها كمك مي‌كند با اين وضعيت كنار بيايند و افراد مبتلا را در داشتن يك زندگي معمولي در خانه، سركار، مدرسه ياري مي‌دهد. اگرچه پذيرفتن مصرف دارو براي شخص و خانواده او ممكن است بسيار دشوار باشد اما درمان دارو بايد براي سالها ادامه يابد و اين مسئله بسيار ضروري است.

درمان دارويي متداول براي اختلال دوقطبي شامل داروهاي تثبيت كننده‌ي احوال هستند داروها معمولاً شامل كربنات ليتيوم، divlproex sodium (Depakote) يا carbamazepine (Tegretol) است براساس تعداد نشانه‌هاي خاصي كه هر فرد دارد و مرحله‌ي اختلال، پزشك همچنين ممكن است داروهاي ضدافسردگي و ضد اضطراب را تجويز نمايد.

در حاليكه درمان دارويي درمان كاملي نيست به درصد قابل توجهي از مردم كمك كرده است. ليتيوم تقريباً به 50 تا 70 درصد افراد در حالت شيدايي كمك شاياني كرده است. متأسفانه بسياري از بيماران دو قطبي درمان خود را كامل نمي‌كنند بعضي از آنها احساس در اوج بودن خود را در طي درمان از دست مي‌دهند و چون مي‌خواهند به حسي كه فكر مي‌كردند در بالاي دنيا قرار دارند برگردند درمان را متوقف مي‌كنند. بعضي از عوارض جانبي داروها مثل اضافه وزن، مشكلات مربوط به حافظه و تمركز و رعشه شاكي هستند. برخي افراد كه احساس مي‌كنند حالشان بهتر است، فكر مي‌كنند ديگر به داروها نيازي ندارند و بدون مشورت با پزشك معالجشان، داروها را قطع مي‌كنند.

يكي از كارهاي مهمي كه اعضاي خانواده اين افراد مي‌توانند براي فرد انجام دهند اين است كه به فرد كمك كنند به مصرف داروهايش ادامه دهد.

يكي از كارهاي مهمي كه اعضاي خانواده‌ي اين افراد مي‌توانند براي فرد انجام دهند اين است كه به فرد كمك كنند به مصرف داروهايش ادامه دهد. اگر شما به شخصي با اين اختلال نزديك هستيد او را تشويق كنيد كه درمان را شروع و يا ادامه دهد. اين به فرد كمك مي‌كند كه به داروها و درمان اعتماد كند و مي‌تواند جان فرد را نجات دهد.

يكي از بحث‌هاي انتقادي در شروع درمان، مسئله‌ي اعتياد به داروهاست. پنجاه تا شصت و پنج درصد افراد با اين اختلال از مواد مخدر و محركهايي همچون كوكائين، آمفتامين‌ها و يا الكل استفاده مي‌كنند آنها به دلايل مختلفي از اين مواد استفاده مي‌كنند يكي از اين دلايل، رسيدن به اوج انرژي در نتيجه‌ي شيدايي و يا براي از ياد بردن حالت افسردگي است. توجه به مصرف مواد مخدر بخشي از يك درمان خوب است و عدم توجه به آن ممكن است باعث بي نتيجه شدن درمان شود.

 

روان درماني

 

روان درماني يك مكمل ضروري براي دارو درماني در افراد مبتلا است مشاوره‌ي حرفه‌اي به بيماران كمك مي‌كند كه با مشكلات احساسي و عوامل استرس زايي كه باعث شروع هر يك از حالات افسردگي و شيدايي مي‌شود كنار بيايند. همچنين مي تواند در رفع مشكلات بي‌پايه‌ي مربوط به اين اختلال، كشمكش‌هاي دروني و افسردگي كه فاز مهم و حساسي از اين اختلال است، كمك نمايد. دارو درماني به همراه يك روان درماني خوب و طولاني مدت و مداوم اثرات مثبت و خوبي خواهد داشت.

 تغيير در طرز زندگي

علاوه بر مراجعه به يك روان كاو، مصرف دقيق داروهاي تجويز شده و روان درماني، ايجاد تغييراتي در طرز زندگي افراد نيز مي‌تواند به آنها در اداره‌ي بيماريشان كمك كند.

از مصرف هرگونه ماده مخدر يا الكل خودداري كنيد. اين مواد محرك حالت افسردگي شخص بيمار را به حالت شيدايي تغيير مي‌دهند و داروهاي مسكن مي‌توانند تحريك كننده حالت افسردگي باشند.

خواب كافي داشته باشيد. اختلال دو قطبي با ريتم بدن شخص ارتباط نزديكي دارد. همانطور كه حالت شيدايي الگوهاي خواب شخص را تغيير مي‌دهد، تغيير در خواب هم مي تواند تحريك كننده‌ي اين حالت باشد.

مصرف كافئين را كاهش دهيد. اين ماده به طور غيرمستقيم باعث تحريك شيدايي مي‌شود.

هم خود شخص و هم خانواده‌ي او بايد اطلاعات كاملي درباره‌ي اين اختلال جمع‌آوري كنند و سپس با هم از استرس‌هايي كه به وجود آورنده‌ي اين حالت‌ها هستند جلوگيري كنند.

به يك گروه حامي بپيونديد اين گروه بايستي شامل دوستاني باشد كه بتوانند حمايت‌هاي روحي منظمي به شخص اهدا كنند و همچنين افراد ديگري با اختلال دوقطبي و اعضاي خانواده‌ي شخص. از آنجايي كه اشخاص بيمار فكر مي‌كنند كسي احساسات آنها را درك نمي‌كند، صحبت با افرادي كه تجربه‌هاي مشابهي داشته‌اند كمك بسيار خوبي مي‌تواند باشد.

بعضي اوقات افرادي كه از اختلال دو قطبي رنج مي‌برند، دوره‌هاي رنج شديدي دارند و اين حالات مي‌توانند تأثيرات بسياري روي خانواده‌هاي آنها نيز بگذارد. با مشاوره‌ي شايسته و كامل و مداوم، دارو درماني، تغييرات موثر در زندگي اين افراد مي‌تواند زندگي پرمعنا و موفقي را رهبري كنند.

سوالات متداول درباره ي اختلال دوقطبي

دليل اين اختلال چيست؟ به نظر مي‌رسد عوامل روان شناختي دليل عمده‌ي به وجود آورنده‌ي آن است. و همچنين شواهدي از ارتباط اين اختلال با ژنتيك يافت شده است. عوامل احساسي مانند استرس شديد و نبود روابط دوستانه ي نزديك مي‌تواند باعث تحريك اين اختلال شود.

آيا اين اختلال قابل درمان است؟ هيچ درمان قطعي براي اختلال دو قطبي وجود ندارد. بيشتر بيماران اگر درمان داروييشان را بپذيرند و داروهايشان را به دقت مصرف كنند، روان درماني كامل و شايسته‌اي را از متخصصي كه عمق اين اختلال را درك مي‌كند، دريافت نمايند و زندگي خود را تغيير دهند به ويژه از هيچ ماده‌ي مخدر يا الكل استفاده نكنند مي‌توانند از نشانه‌هاي اين بيماري خلاص شوند.

آيا فرد دوقطبي مي‌تواند به كارش ادامه دهد؟ بله، اشخاصي كه داروهاي خود را مصرف مي‌كنند، روان درماني خود را ادامه مي‌دهند و طرز زندگي خود را با شرايط تنظيم مي‌كنند، مي‌توانند زندگي معمولي داشته باشند وقتي كه اين افراد به حالت بيمار خود برمي‌گردند، اداراك خانواده و دارو درماني مناسب معمولاً مي تواند آنها را براي مدتي نسبتاً كوتاه به حالت ثبات برگرداند.

آيا اختلال دوقطبي به تسلط شيطان بر انسان برنمي‌گردد؟ خير. بسياري از افراد معتقد به دين هم مانند افرادي كه به اين چيزها اعتقادي ندارند به داروهايي همچون كربنات ليتيوم پاسخ داده‌اند وقتي كه بيماري به يك دارو پاسخ مي‌دهد، كاملاً واضح است كه مشكل شخص بايد مربوط به وضعيت جسماني يا روحي او باشد.

آيا داروها هيچ عارضه‌ي جانبي هم دارند؟ بله، اغلب عوارض دارند. اما عاقبت عدم استفاده از داروها شايد مرگ به صورت خودكشي يا رفتار حساب نشده و خطرناكي باشد. شخص بايد به دارو درماني ادامه دهد.

چه مدت طول مي‌كشد كه داروها اثر خود را نشان دهند؟ اغلب يك هفته بعد از شروع درمان. اما در مورد كربنات ليتيوم و همچنين بسياري ار داروهاي ديگر، پيدا كردن دوز مناسب دارو شايد وقت بيشتري بگيرد. دوز مناسب دارو به معني مقداري از دارو است كه با كمترين عوارض جانبي، تعداد بيشتري از نشانه‌هاي بيماري را از بين ببرد.

روان درماني چه كمكي مي‌تواند بكند؟ روان شناسان به بيماران در زمينه‌ي شناخت اختلال و اهميت مصرف داروها كمك مي‌كنند و راه حل‌هايي به منظور قوي‌تر كردن بيماران از لحاظ احساسي ارائه مي‌دهند. اين افراد به بيماران آموزش مي‌دهند چگونه ناسازگاريها و استرس‌هايي كه باعث به وجود آمدن هر يك از دو قطب بيماري را شناسايي و كنترل كنند بيماريهايي همچون اختلال دوقطبي مي‌تواند عزت نفس شخص را از بين ببرد و باعث شود شخص احساس تنهايي و جدايي از ديگران بكند. بنابراين اهميت اين درمانها مشخص است. همچنين روان درماني به بيمار و خانواده‌ي فرد كمك مي‌كند كه با كشمكش‌هاي خانوادگي بهتر كنار بيايند و با هم طوري رفتار كنند كه اين بيماري را كنترل كنند.

افرادي كه از اختلال دوقطبي رنج مي‌‌برند و خانواده‌هاي آنها مي‌توانند نيروي خود را با وابستگي به خداوند افزايش دهند.

چگونه من مي‌توانم به يكي از اعضاي خانواده‌ام كه چنين مشكلي دارد كمك كنم؟ به محض اينكه يكي از حالات افسردگي يا شيدايي را مشاهده كرديد از يك متخصص كمك بگيريد. به فرد كمك كنيد داروهايش را درست استفاده كند. صبور باشيد و شخص را تشويق كنيد كه خودش را با اين اختلال بپذيرد. براي او دعا كنيد و اگر شخص افكار مربوط به خودكشي داشت و يا احساس كرديد او خطرناك شده است از پليس يا تيمي ديگر (مربوط به شرايط بحراني) كمك بگيريد.

آيا خداوند نمي‌تواند اين بيماري را درمان كند؟ بله، او مي تواند اما او به ندرت مي‌تواند اين كار را بدون مشاوره و رشد شخصي كه با رودررويي شخص با رنجش به وجد مي‌آيد، انجام دهد.

نتيجه اينكه بيماران مي‌توانند در درمان بيماريشان پيشرفت زيادي كنند اگر رنج خود را به عنوان يك بخش زنده در اين دنياي پر از گناه و زوال بپذيرند و با آن روبرو شوند و آنها مي‌توانند اين اميد را داشته باشند كه بهترين روزهاي زندگي خواهند آمد. به عبارت ديگر ايمان به افراد كمك مي‌كند بهتر زندگي كنند.

 

كتابي كه شما بايد آن را بخوانيد.

كتابي كه شخص بيمار و خانواده‌ي او حتماً بايد بخوانند كتابي است كه توسط پروفسوري روان كاو، در مدرسه‌ي پزشكي جان هاپكينز كه شخصاً از اختلال دو قطبي رنج مي‌برد، نوشته شده است. اين كتاب بسيار زيبا و دقيق نوشته شده، و به افراد درباره‌ي داشتن زندگي خوب با اين بيماري آموزش‌هايي مي‌دهد. اين كتاب را از دست ندهيد! ذهن ناآرام، تأليف كي رفيلد جيمسن

  • 1. An Unquiet Mind by dey Rafield Jameson, vintage Books, New York , 1996.


 نوشته: دكتر تاد دبيليو. هال
 ترجمه: آذر حكمت نيا
 منبع  مطلب : وبلاگ روانشناسی برای همه

+ نوشته شده توسط شفا 88/09/16- |
عناوین آخرین مطالب ارسالی پایگاه شفا
:: در همه احوال خویشتن یاری رسان دیگران باشید
:: صفر عاشقی
:: صفر عاشقی
:: صفر عاشقی
:: ورزش‌هایی برای درد كف پا و پاشنه
:: بخور گرم یا بخور سرد؟
:: رشته پرستاري طب سنتي و تغذيه سنتي راه اندازي مي شود
:: روزانه 378 قلب از طپش می‌ایستد
:: صفر عاشقی
:: داروهای گیاهی خروج از انزوا
:: مصرف فيبرهاي خوراكي به كاهش كلسترول خون كمك مي كند
:: احتمال رشد 9 درصدی تعرفه های پزشکی سال 91
:: ابهام در سلامت غذاهای آماده به مصرف موجود در بازار
:: اصلی ترین استراتژی وزارت بهداشت برنامه پزشک خانواده است
:: مجتمع بيمارستاني امام خميني نماد درمان در کشور است

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ و متعلق به پایگاه اطلاع رسانی پزشکی شفا می باشد

کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد

E-MAIL:irshafa@yahoo.com