تبليغاتX
پایگاه اطلاع رسانی پزشکی شفا - دكتر طاهره لباف ، متخصص زنان و زایمان ، بانوي نخبه سال ۸۷

دكتر طاهره لباف ، متخصص زنان و زایمان ، بانوي نخبه سال ۸۷

بيش از هزار نوزاد به دنيا آورده ام

شماره ۲

تحصيلاتتان را چگونه ادامه داديد؟يك ترم من عقب افتادم و بعد دوباره تحصيلاتم را ادامه دادم وقتي اواخر انترني را مي گذراندم الحمدالله انقلاب اسلامي در سال 57 پيروز شد و به همين دليل بعد از گرفتن پزشكي عمومي، دو سال اول را براي قرار داشتن در جريان انقلاب و احساس تكليفي كه ابتداي مصاحبه خدمتتان عرض كردم، كار پزشكي نكردم و فعاليت هاي اجتماعي در زمينه هاي مختلف داشتم.


 قبل از اينكه به اين سوال پاسخ بدهيد كه فعاليت هاي اجتماعيتان در اين دو سال چه بوده بفرماييد كه چگونه با همسرتان آشنا شديد و ازدواج كرديد؟


فعاليت هاي اجتماعي من بعد از انقلاب بيشتر در زمينه هاي فرهنگي- سياسي بود و تشكل دادن به فعاليت هاي اسلامي خانم ها ابتدا در جامعه زنان انقلاب اسلامي فعاليت مي كردم و بعد از آن در نهاد مردمي نخست وزيري كه بعدها جهاد از آن منشعب شد فعاليت داشتم. از همان طريق در احياي مساجد فعاليت مي كردم كه در آن زمان جنگ تحميلي پيش آمد و براي جنگ تحميلي، از طريق احياي مساجد و جامعه روحانيت مبارز نيرو براي جبهه هاي جنگ مي فرستاديم. در همان زمان هم همسر من در جبهه با مرحوم شهيد چمران همكاري داشتند و معاون ايشان در ستاد جنگ هاي نامنظم بودند و از طريق احياي مساجد با كمك برادر شهيد چمران، آقاي مهندس چمران براي ستاد جنگ هاي نامنظم نيرو به اهواز مي فرستاديم بعد از آن تعطيلي دانشگاه ها پيش آمد و در ستاد انقلاب فرهنگي براي برنامه ريزي دانشكده هاي پزشكي دعوت به كار شدم و در همان زمان امتحان رزيدنتي دادم و در رشته زنان و زايمان قبول شدم. شش ماه بعد رزيدنتي را شروع كردم و در دانشگاه شهيد بهشتي در سال 64 برد تخصصي ام را در رشته جراحي زنان و زايمان و نازايي گرفتم.


قرار بود از همسرتان هم برايمان بگوييد چطور با ايشان آشنا شديد چون در زمان ازدواج احتمالاشما درگير مسائل سياسي بوديد، ايشان چگونه فردي بودند؟ آيا همراهتان بودند؟


آشنايي من با همسرم از طريق يكي از دوستانم بود. همسرم دوست شوهر ايشان بود. مراحل اوليه خواستگاري و صحبت هاي اوليه تمام شده بود كه اعتصاب اهواز پيش آمد و من فراري شدم و به تهران آمدم. چون صحبت هاي اوليه انجام شده بود وقتي مي خواستم به اهواز برگردم همسرم به پدرم پيشنهاد كرده بود كه ايشان با محرمي برود چون معلوم نيست وقتي به اهواز مي رود چه سرنوشتي در انتظارش است، چون تمام محارم من پدر، برادرم و ... سابقه زندان داشتند همسرم پيشنهاد كرده بودند كه اگر پدرم صلاح بداند محرميتي انجام بشود كه يك نفر كه سابقه محكوميت سياسي ندارد همراه من باشد، پدرم پذيرفتند. همسرم آن زمان مسئول انجمن اسلامي دانشگاه صنعتي شريف بود و در رشته الكترونيك و الكتروتكنيك تحصيل مي كرد. محرميت ما تلفني انجام گرفت و من با همسرم به اهواز رفتم و در آن بازجويي ها همراه من بود مي گفت در خيابان قدم مي زدم و با امام زمان (عج) حرف مي زدم و مي گفتم: من با تعهد اينكه حامي ايشان باشم با او محرم شدم خدايا تو خودت رحم كن.تا اينكه بعد از 18 ساعت بازجويي من تمام شد و من را آزاد كردند.


پس همسرتان با شما هم عقيدهبودند؟
بله. ايشان هم از فعالين دانشگاه بود با اينكه رتبه خيلي خوبي را در دانشگاه داشت و مي توانست بورسيه بشود به خاطر فعاليت هاي سياسي بورسيه اش را از بين بردند.


 به اين ترتيب جشن عروسي نگرفتيد و به ما بگوييد مهريه اتان چقدر بود؟
مهريه من 27 تومان و دوزار مهريه حضرت زهرا (س) بود. البته ما جشن عروسي را تا سه سال نگرفتيم ولي بعد از سه سال كه امكان زندگي مشترك پيش آمد جشن و وليمه اي داشتيم.


 ظاهرا از ازدواج خود راضي هستيد؟ من هميشه به عنوان يك مربي به ايشان نگاه كردم. او علاوه بر همراهي زيادي كه در زمينه هاي مختلف اجتماعي و سياسي و بخصوص رشته تخصصي زنان بودند همكار و همفكر و مشوق من براي ادامه تحصيل و فعاليت هايم بود و اگر همكاري او نبود من هيچ وقت نمي توانستم با مشغله زياد در زندگي خانوادگي موفق باشم.


 چند فرزند داريد؟پنج پسر و يك دختر . سه تا ازدواج كردند و عروس هاي خوب و موفقي بحمدالله دارم.


فعاليت هاي شما و همسرتان الان در چه زمينه اي است؟همسرم الان كار آزاد دارد ولي اين شغل رادر جهت رشد و نمو فعاليت هاي قرآني و حوزوي به كار گرفته است. من بعد از تخصص در سال 70 براي تشكيل دانشگاه علوم پزشكي فاطميه دعوت شدم، هشت سال در قم مسئوليت آن دانشگاه را بر عهده داشتم. از سال 81 به بعد فعاليت هاي فرهنگي و كار پزشكي دارم.


 در بچگي دوست داشتيد چه شغلي داشته باشيد؟وقتي خيلي بچه بودم دلم مي خواست مهندس نفت بشوم. شايد به اين دليل بود كه پدرم روي ملي شدن نفت خيلي تاكيد داشتند و از مريدان آيت الله كاشاني بودند. من در شش هفت سالگي اين آرزو را داشتم و اتفاقا هميشه از خون در رشته پزشكي بدم مي آمد ولي بعدها آن قدر به اين رشته علاقه پيدا كردم كه آن تمام زندگيم را تحت شعاع قرار داد.


 اولين بچه اي كه به دنيا آورديد به خاطر داريد؟ اولين بچه را در دوره رزيدنتي به دنيا آوردم ( در سال 61) آن زمان 31 سال داشتم به ياد مي آورم كه آن زمان خيلي هيجان داشتم چون براي اولين بار به تنهايي بچه اي را به دنيا مي آوردم.


 تاكنون چند تا بچه به دنيا آورده ايد؟بيش از هزار تا. تعدادي از بچه هايي كه به دنيا آورده ام بچه هايشان را هم به دنيا آورده ام. يك اتفاق جالبي كه چند وقت پيش برايم افتاد اين بود كه فرزند خانمي را به دنيا آوردم كه خودش و همسرش را هر دو را خودم به دنيا آورده بودم. بعد از اينكه بچه به دنيا آمد اين زوج به من گفتند كه اولين اذان و اقامه را من در گوش آنها گفته ام و آنها را به دنيا آورده ام.


بيش از هزار كودك را به دنيا آورده ايد هم اكنون وقتي وارد اتاق زايمان مي شويد چه احساسي داريد و از لحظه تولد بگوييد كه چه حال وهوايي دارد؟


 خانم هاي باردار به طور كلي روحانيت و معنويت خاصي دارند. سعي كردم هيچ بچه اي را بدون وضو به دنيا نياورم و در لحظه اول تولد هم هميشه اذان و اقامه را در گوش نوزادان مي گويم با اين احساس كه اگر اين اذان و اقامه نقشي در زندگي آنها داشته باشد، من هم ماجور خواهم بود. هميشه قبل از زايمان به خانم هاي باردار توصيه هاي مذهبي و معنوي مي كنم و احساس مي كنم اين طوري آنها بهتر مي توانند دردها را تحمل كنند. هميشه در لحظه زايمان، قدرت خدا و لطف خدا و مهرباني خدا را مي بينم.


    آرزويتان؟
    در وهله اول فرج امام زمان (عج) و اينكه بقيه عمرم در راه رضاي خدا بگذرد.

منبع : روزنامه رسالت ۱۴/۰۹/۱۳۸۷

+ نوشته شده توسط گروه شفا در دوشنبه نهم دی 1387- www.irshafa.ir |

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ و متعلق به پایگاه اطلاع رسانی پزشکی شفا - مدیریت یاسر نژادرحیم - می باشد

کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد

E-MAIL:irshafa@yahoo.com