تبليغاتX
پایگاه اطلاع رسانی پزشکی شفا - منع خلیفه از ازدواج موقت

منع خلیفه از ازدواج موقت

 

ازدواج موقت - نویسنده: شهید مرتضى مطهری

فهرست مطالب ازدواج موقت - کلیک کنید

ازدواج موقت از مختصات فقه جعفرى است;سایر رشته‏هاى فقهى اسلامى آن را مجاز نمى‏شمارند.من به هیچ وجه مایل نیستم وارد نزاع اسلام بر انداز شیعه و سنى بشوم. در اینجا فقط اشاره مختصرى به تاریخچه این مساله مى‏كنم.

مسلمانان اتفاق و اجماع دارند كه در صدر اسلام ازدواج موقت مجاز بوده است و رسول اكرم در برخى از سفرها كه مسلمانان از همسران خود دور مى‏افتادند و در ناراحتى بسر مى‏بردند،به آنها اجازه ازدواج موقت مى‏داده است.و همچنین مورد اتفاق مسلمانان است كه خلیفه دوم در زمان خلافت‏خود نكاح منقطع را تحریم كرد. خلیفه دوم در عبارت معروف و مشهور خود چنین گفت:«دو چیز در زمان پیغمبر روا بود، من امروز آنها را ممنوع اعلام مى‏كنم و مرتكب آنها را مجازات مى‏نمایم:متعه زنها و متعه حج‏».

گروهى از اهل تسنن عقیده دارند كه نكاح منقطع را پیغمبر اكرم خودش در اواخر عمر ممنوع كرده بود و منع خلیفه در واقع اعلام ممنوعیت آن از طرف پیغمبر اكرم بوده است.ولى چنانكه مى‏دانیم عبارتى كه از خود خلیفه رسیده است،خلاف این مطلب را بیان مى‏كند.

توجیه صحیح این مطلب همان است كه علامه كاشف الغطاء بیان كرده‏اند.خلیفه از آن جهت‏به خود حق داد این موضوع را قدغن كند كه تصور مى‏كرد این مساله داخل در حوزه اختیارات ولى امر مسلمین است;هر حاكم و ولى امرى مى‏تواند از اختیارات خود به حسب مقتضاى عصر و زمان در این گونه امور استفاده كند.

به عبارت دیگر،نهى خلیفه نهى سیاسى بود نه نهى شرعى و قانونى.طبق آنچه از تاریخ استفاده مى‏شود،خلیفه در دوره زعامت،نگرانى خود را از پراكنده شدن صحابه در اقطار كشور تازه وسعت‏یافته اسلامى و اختلاط با ملل تازه مسلمان پنهان نمى‏كرد; تا زنده بود مانع پراكنده شدن آنها از مدینه بود;به طریق اولى از امتزاج خونى آنها با تازه مسلمانان قبل از آن كه تربیت اسلامى عمیقا در آنها اثر كند ناراضى بود و آن را خطرى براى نسل آینده به شمار مى‏آورد،و بدیهى است كه این علت امر موقتى بیش نبود.و علت اینكه مسلمین آنوقت زیر بار این تحریم خلیفه رفتند این بود كه فرمان خلیفه را به عنوان یك مصلحت‏سیاسى و موقتى تلقى كردند نه به عنوان یك قانون دائم،و الا ممكن نبود خلیفه وقت‏بگوید پیغمبر چنان دستور داده است و من چنین دستور مى‏دهم و مردم هم سخن او را بپذیرند.

ولى بعدها در اثر جریانات بخصوصى‏«سیره‏»خلفاى پیشین،بالاخص دو خلیفه اول،یك برنامه ثابت تلقى شد و كار تعصب به آنجا كشید كه شكل یك قانون اصلى به خود گرفت. لهذا ایرادى كه در اینجا بر برادران اهل سنت ما وارد است‏بیش از آن است كه بر خود خلیفه وارد است.خلیفه به عنوان یك نهى سیاسى و موقت-نظیر تحریم تنباكو در قرن ما-نكاح منقطع را تحریم كرد،دیگران نمى‏بایست‏به آن شكل ابدیت‏بدهند.

بدیهى است كه نظریه علامه كاشف الغطاء ناظر بدین نیست كه آیا دخالت‏خلیفه از اصل صحیح بود یا نبود،و هم ناظر بدین نیست كه آیا مساله ازدواج موقت جزء مسائلى است كه ولى شرعى مسلمین مى‏تواند و لو براى مدت موقت قدغن كند یا نه، بلكه صرفا ناظر بدین جهت است كه آنچه در آغاز صورت گرفت‏با این نام و این عنوان بود و به همین جهت مواجه با عكس العمل مخالف از طرف عموم مسلمین نگردید.

به هر حال نفوذ و شخصیت‏خلیفه و تعصب مردم در پیروى از سیرت و روش كشوردارى او سبب شد كه این قانون در محاق نسیان و فراموشى قرار گیرد و این سنت كه مكمل ازدواج دائم است و تعطیل آن ناراحتیها به وجود مى‏آورد،براى همیشه متروك بماند.

اینجا بود كه ائمه اطهار-كه پاسداران دین مبین هستند-به خاطر اینكه این سنت اسلامى متروك و فراموش نشود آن را ترغیب و تشویق فراوان كردند.امام جعفر صادق علیه السلام مى‏فرمود:یكى از موضوعاتى كه من هرگز در بیان آن تقیه نخواهم كرد موضوع متعه است.

و اینجا بود كه یك مصلحت و حكمت ثانوى با حكمت اولى تشریع نكاح منقطع توام شد و آن كوشش در احیاء یك‏«سنت متروكه‏»است.به نظر این بنده آنجا كه ائمه اطهار مردان زندار را از این كار منع كرده‏اند به اعتبار حكمت اولى این قانون است، خواسته‏اند بگویند این قانون براى مردانى كه احتیاجى ندارند وضع نشده است، همچنانكه امام كاظم علیه السلام به على بن یقطین فرمود:

«تو را با نكاح متعه چه كار و حال آنكه خداوند تو را از آن بى‏نیاز كرده است.»

و به دیگرى فرمود:

«این كار براى كسى رواست كه خداوند او را با داشتن همسرى از این كار بى‏نیاز نكرده است.و اما كسى كه داراى همسر است،فقط هنگامى مى‏تواند دست‏به این كار بزند كه دسترسى به همسر خود نداشته باشد.»

و اما آنجا كه عموم افراد را ترغیب و تشویق كرده‏اند،به خاطر حكمت ثانوى آن یعنى‏«احیاء سنت متروكه‏»بوده است زیرا تنها ترغیب و تشویق نیازمندان براى احیاء این سنت متروكه كافى نبوده است.

این مطلب را به طور وضوح از اخبار و روایات شیعه مى‏توان استفاده كرد.

به هر حال آنچه مسلم است این است كه هرگز منظور و مقصود قانونگذار اول از وضع و تشریع این قانون و منظور ائمه اطهار از ترغیب و تشویق به آن این نبوده است كه وسیله هوسرانى و هوا پرستى و حرمسرا سازى براى حیوان صفتان و یا وسیله بیچارگى براى عده‏اى زنان اغفال شده و فرزندان بى‏سرپرست فراهم كنند.

+ نوشته شده توسط گروه شفا در دوشنبه هفدهم تیر 1387- www.irshafa.ir |

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ و متعلق به پایگاه اطلاع رسانی پزشکی شفا - مدیریت یاسر نژادرحیم - می باشد

کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد

E-MAIL:irshafa@yahoo.com