معایب و مفاسدى نكاح منقطع و مسئله تعداد زوجات
ازدواج موقت - نویسنده: شهید مرتضى مطهری
فهرست مطالب ازدواج موقت - کلیک کنید
1.پایه ازدواج باید بر دوام باشد.زوجین از اول كه پیمان زناشویى مىبندند باید خود را براى همیشه متعلق به یكدیگر بدانند و تصور جدایى در مخیله آنها خطور نكند. علیهذا ازدواج موقت نمىتواند پیمان استوارى میان زوجین باشد.
اینكه پایه ازدواج باید بر دوام باشد،بسیار مطلب درستى است ولى این ایراد وقتى وارد است كه بخواهیم ازدواج موقت را جانشین ازدواج دائم كنیم و ازدواج دائم را منسوخ نماییم.
بدون شك هنگامى كه طرفین قادر به ازدواج دائم هستند و اطمینان كامل نسبتبه یكدیگر پیدا كردهاند و تصمیم دارند براى همیشه متعلق به یكدیگر باشند پیمان ازدواج دائم مىبندند.
ازدواج موقت از آن جهت تشریع شده است كه ازدواج دائم به تنهایى قادر نبوده است كه در همه شرایط و احوال رفع احتیاجات بشر را بكند و انحصار به ازدواج دائم مستلزم این بوده است كه افراد یا به رهبانیت موقت مكلف گردند و یا در ورطه كمونیسم جنسى غرق شوند.بدیهى است كه هیچ پسر یا دخترى آنجا كه برایش زمینه یك زناشویى دائم و همیشگى فراهم استخود را با یك امر موقتى سرگرم نمىكند.
2.ازدواج موقت از طرف زنان و دختران ایرانى-كه شیعه مذهب مىباشنداستقبال نشده است و آن را نوعى تحقیر براى خود دانستهاند.پس افكار عمومى خود مردم شیعه نیز آن را طرد مىكند.
جواب این است كه اولا منفوریت متعه در میان زنان مولود سوء استفادههایى است كه مردان هوسران در این زمینه كردهاند و قانون باید جلو آنها را بگیرد و ما درباره این سوء استفادهها بحثخواهیم كرد.ثانیا انتظار اینكه ازدواج موقتبه اندازه ازدواج دائم استقبال شود-در صورتى كه فلسفه ازدواج موقت عدم آمادگى یا عدم امكان طرفین یا یك طرف براى ازدواج دائم است-انتظار بیجا و غلطى است.
3.نكاح منقطع بر خلاف حیثیت و احترام زن است،زیرا نوعى كرایه دادن آدم و جواز شرعى آدم فروشى است;خلاف حیثیت انسانى زن است كه در مقابل وجهى كه از مردى مىگیرد وجود خود را در اختیار او قرار دهد.
این ایراد از همه عجیبتر است.اولا ازدواج موقتبا مشخصاتى كه در مقاله پیش گفتیم،چه ربطى به اجاره و كرایه دارد و آیا محدودیت مدت ازدواج موجب مىشود كه از صورت ازدواج خارج و شكل اجاره و كرایه به خود بگیرد؟آیا چون حتما باید مهر معین و قطعى داشته باشد كرایه و اجاره است؟كه اگر بدون مهر بود و مرد چیزى نثار زن نكرد،زن حیثیت انسانى خود را باز یافته است؟ما درباره مساله مهر جداگانه بحثخواهیم كرد.
از قضا فقها تصریح كردهاند و قانون مدنى نیز بر همان اساس مواد خود را تنظیم كرده است كه ازدواج موقت و ازدواج دائم از لحاظ ماهیت قرارداد هیچ گونه تفاوتى با هم ندارند و نباید داشته باشند;هر دو ازدواجند و هر دو باید با الفاظ مخصوص ازدواج صورت بگیرند و اگر نكاح منقطع را با صیغههاى مخصوص اجاره و كرایه بخوانند باطل است.
ثانیا از كى و چه تاریخى كرایه آدم منسوخ شده است؟تمام خیاطها و باربرها، تمام پزشكها و كارشناسها،تمام كارمندان دولت از نخست وزیر گرفته تا كارمند دون رتبه،تمام كارگران كارخانهها آدمهاى كرایهاى هستند.
ثالثا زنى كه به اختیار و اراده خود با مرد بخصوصى عقد ازدواج موقت مىبندد آدم كرایهاى نیست و كارى بر خلاف حیثیت و شرافت انسانى نكرده است.اگر مىخواهید زن كرایهاى را بشناسید،اگر مىخواهید بردگى زن را ببینید،به اروپا و امریكا سفر كنید و سرى به كمپانیهاى فیلمبردارى بزنید تا ببینید زن كرایهاى یعنى چه. ببینید چگونه كمپانیهاى مزبور،حركات زن،ژستهاى زن،اطوار زنانه زن،هنرهاى جنسى زن را به معرض فروش مىگذارند.بلیطهایى كه شما براى سینماها و تئاترها مىخرید،در حقیقت اجاره بهاى زنهاى كرایهاى را مىپردازید.ببینید در آنجا زن بدبختبراى اینكه پولى بگیرد تن به چه كارهایى مىدهد.مدتها تحت نظر متخصصان كار آزموده و شریف!باید رموز تحریكات جنسى را بیاموزد،بدن و روح و شخصیتخود را در اختیار یك مؤسسه پول درآورى قرار دهد براى اینكه مشتریان بیشترى براى آن مؤسسه پیدا كند.
سرى به كابارهها و هتلها بزنید،ببینید زن چه شرافتى به دست آورده است و براى اینكه مزد ناچیزى بگیرد و جیب فلان پولدار را پرتر كند چگونه باید همه حیثیت و شرافتخود را در اختیار مهمانان قرار دهد.
زن كرایهاى آن مانكنها هستند كه اجیر و مزدور فروشندگیهاى بزرگ مىشوند و شرف و عزت خود را وسیله پیشرفت و توسعه حرص و آز آنها قرار مىدهند.
زن كرایهاى آن زنى است كه براى جلب مشترى براى یك مؤسسه اقتصادى،با هزاران اطوار-كه اغلب آنها تصنعى و به خاطر انجام وظیفه مزدورى است-روى صفحه تلویزیون ظاهر مىشود و به نفع یك كالاى تجارتى تبلیغ مىكند.
كیست كه نداند امروز در مغرب زمین،زیبایى زن،جاذبه جنسى زن،آواز زن، هنر و ابتكار زن،روح و بدن زن و بالاخره شخصیت زن وسیله حقیر و ناچیزى در دمتسرمایهدارى اروپا و امریكاست؟و متاسفانه شما-دانسته یا ندانسته-زن شریف و نجیب ایرانى را به سوى اینچنین اسارتى مىكشانید.من نمىدانم چرا اگر زنى با شرایط آزاد با یك مرد به طور موقت ازدواج كند زن كرایهاى محسوب مىشود،اما اگر زنى در یك عروسى یا شب نشینى در مقابل چشمان حریص هزار مرد و براى ارضاء تمایلات جنسى آنها حنجره خود را پاره كند و هزار و یك نوع معلق بزند تا مزد معینى دریافت دارد زن كرایهاى محسوب نمىشود.
آیا اسلام كه جلو مردان را از این گونه بهرهبردارىها از زن گرفته است و خود زن را به این اسارت آگاه و او را از تن دادن به آن و ارتزاق از آن منع كرده است،مقام زن را پایین آورده استیا اروپاى نیمه دوم قرن بیستم؟
اگر روزى زن به درستى آگاه و بیدار شود و دامهایى كه مرد قرن بیستم در سر راه او گذاشته و مخفى كرده بشناسد،علیه تمام این فریبها قیام خواهد كرد و آن وقت تصدیق خواهد كرد یگانه پناهگاه و حامى جدى و راستگوى او قرآن است،و البته چنین روزى دور نیست.
مجله زن روز در شماره87 صفحه 8 رپرتاژى از زنى به نام مرضیه و مردى به نام رضا تحت عنوان«زن كرایهاى»تهیه كرده است و بدبختى زن بیچارهاى را شرح داده است.
این داستان طبق اظهارات رضا از خواستگارى زن آغاز شده،یعنى براى اولین بار از فرمول«چهل پیشنهاد»پیروى شده است و زن به خواستگارى مرد رفته است. بدیهى است داستانى كه از خواستگارى زن از مرد آغاز گردد،پایانى بهتر از آن نمىتواند داشته باشد.
اما طبق اظهارات مرضیه مردى هوسران و قسى القلب،زنى را به عنوان اینكه مىخواهد او را زوجه دائم خود قرار دهد و از او و فرزندان او حمایت و سرپرستى كند اغفال كرده و بدون آنكه زن بدبختخواسته باشد،او را به نام اینكه صیغه كرده است مورد كامجویى و سپس بىاعتنایى قرار داده است.
اگر این اظهارات صحیح باشد،عقدى استباطل.مردى قسى،زنى بى خبر و بى اطلاع از قانون شرعى و عرفى را مورد تجاوز قرار داده و باید مجازات شود.
قبل از اینكه امثال رضاها مجازات شوند،باید تربیتشوند و قبل از آن كه رضاها مجازات یا تربیتشوند باید مرضیهها آگاهانیده شوند.
جنایتى كه از قساوت مردى و بىخبرى و غفلت زنى سرچشمه گرفته است،چه ربطى به قانون دارد كه مجله زن روز قیافه حق به جانب به رضا مىدهد و بعد نیز تیغ خود را متوجه قانون مىكند؟آیا اگر قانون ازدواج موقت نمىبود،رضاى قسى القلب مرضیه غافل و بىخبر را آرام مىگذاشت؟
چرا از زیر بار تربیت و آگاهانیدن زن و مرد شانه خالى مىكنید،حقوق و وظایف شرعى زن و مرد را كتمان مىكنید و زنان بیچاره را اغفال كرده یگانه قانون حامى و راستگوى زن را دشمن او معرفى مىكنید و با دستخود او مىخواهید یگانه پناهگاه او را بكوبید؟
نكاح منقطع چون به هر حال نوعى اجازه تعدد زوجات است و تعدد زوجات محكوم است، پس نكاح منقطع محكوم است.
راجع به اینكه نكاح منقطع براى چه گونه افرادى تشریع شده،در دنباله همین مبحث و راجع به خود تعدد زوجات به یارى خدا جداگانه و مفصل بحثخواهیم كرد.
