
مطالب بر گرفته از سایت پایگاه الکترونی خدمات پزشکی به آدرس :
افسردگي در زنان
افسردگي در خانمها دو برابر بيشتر از آقايان تشخيص داده ميشود. دلايل متعددي براي اين وضعيت وجود دارد براي مثال، ممكن است اين مسئله فقط يك انعكاس از اين واقعيت باشد كه خانمها بيشتر ازآقايان، احساسات خود را ميپذيرند و يا اينكه ممكن است پزشكان مردي كه خانمها را ويزيت ميكنند بيشتر تمايل داشته باشند كه افسردگي را در خانمها تشخيص بدهند تا در آقايان. همچنين ممكن است تشخيص بيشتر افسردگي در خانمها به اين علت باشد كه خانمها بيشتر از آقايان به پزشك مراجعه ميكنند و شانس تشخيص
افسردگي در آنها بيشتر است. تمام اين مطالب، عوامل مهمي هستند، اما تفاوتهاي فيزيكي و بدني كه بين خانمها و آقايان وجود دارد نيز بنظر ميرسد كه خانمها را بيشتر مستعد ابتلاء به افسردگي نمايد. مهمترين عامل در اين تفاوتها، مقدار هورمونهاي جنسي استروژن و پروژسترون در خانمها ميباشد. خانمها داراي سطح خيلي زيادي از اين هورمونها ميباشند و ميزان آنها در طي يك چرخه قاعدگي، در خلال بارداري و زايمان و در هنگام يائسگي تغيير مييابد. مصرف قرصهاي ضدبارداري كه حاوي هورمونهاي جنسي ميباشد نيز ميتواند باعث ايجاد افسردگي شود.
افسردگي در مادرها
ميزان هورمونهاي جنسي استروژن و پروژسترون در حين بارداري افزايش مي يابد و بعد از به دنيا آمدن نوزاد، مقدار آنها شديداً سقوط ميكند. اين تغيير ناگهاني در ميزان هورمونها ميتواند گاهي اوقات باعث شروع شدن افسردگي گردد. حدود نيمي از كساني كه به تازگي مادر ميشوند دچار وضعيتي به نام افسردگي مادر شدن (Maternity Blues) ميشوند، 15 درصد مبتلا به افسردگي پس از زايمان خفيف تا متوسط شده و از هر 500 مادر، يكي هم به افسردگي شديد دچار ميگردد.
افسردگي مادرشدن
نيمي از كساني كه به تازگي مادر ميشوند در هفته اول پس از زايمان به افسردگي مادر شدن مبتلا ميشوند. معمولاً درروز سوم پس از زايمان، مادر جديد ممكن است كمي احساس تحريك پذيري كرده و شروع به گريه و زاري كند. معمولاً حال اين مادران تا آخر هفته اول پس از زايمان بهبود مييابد و به وضعيت طبيعي برميگردند. حمايت، عشق و درك آنها، تمام آن چيزي است كه اين افراد در اين مدت به آن نياز دارند.
افسردگي متوسط پس از زايمان
پس از زايمان، شروع يك افسردگي طولاني مدت شايع ميباشد. به اين افسردگيها اغلب توجهي نميشود و آن را معمولاً به حساب اينكه مادر در حال عادت دادن خود به مسئوليتهاي جديد است و يا اينكه بيدار شدن از خواب در نيمههاي شب براي رسيدن به نوزادش، او را به چنين حالتي دچار كرده است، ميگذارند. شديدترين انواع افسردگي، بلافاصله بعد از تولد نوزاد ايجاد ميشوند، اما افسردگيهاي با شدت كمتر و شايعترين نوع آنها، از دو هفته بعد از زايمان تا يكسال بعد از آن رخ ميدهند. گاهي اوقات، افسردگي مادر هنگامي شروع ميشود كه حمايت و توجه دوستان و خانواده نسبت به آنها شروع به كاهش مي كند. علايم اين نوع افسردگي ممكن است نسبت به ساير انواع افسردگيها مبهمتر باشد. اغلب اين گونه خانمها بسيار نگران هستند بخصوص در مورد اينكه آيا حال نوزادشان خوب است و از تغذيه خوبي برخودار است دلواپس ميباشند. اين مادران به نظر ميرسد كه خود را گناهكار دانسته و دائماً خود را سرزنش ميكنند، همچنين آنها هميشه خسته بوده و تحريكپذير هستند.
افسردگي پس از زايمان را نميتوان به سادگي فقط به تغييرات هورموني خانمها مربوط دانست، زيرا تغييرات عمده هورموني در آنها اغلب مدتها قبل از شروع افسردگي آغاز ميگردد. ممكن است اين تغييرات باعث شوند كه خانمها، مستعد دچار شدن به افسردگي شوند اما نقش عوامل اجتماعي در بروز اين افسردگيها بسيار اهميت دارد.
معمولاً خانمهايي كه دچار افسردگي پس از زايمان هستند نياز به درمان دارند. در تحقيقي كه اخيراً انجام شده، ديده شده است كه هم داروهاي ضدافسردگي و هم شناخت- رفتار درماني در درمان اين خانمها موثر ميباشند اكثر داروهاي ضدافسردگي را ميتوان بدون هيچ خطري در هنگام شيردهي مادر تجويز نمود.
وقتي كه يك خانم، تحت درمان افسردگي پس از زايمان قرار دارد، معمولاً اگر همسر او هم بتواند درك كند كه چه اتفاقي افتاده است و خود را درگير اين موضوع نمايد، بسيار كمك كننده خواهد بود. در بعضي از موارد، پدرها نيز ممكن است به حمايت احتياج داشته باشند. پدران جديدي كه داراي همسر افسرده هستند نيز در خطر ابتلاء به افسردگي قرار دارند.
خانمهايي كه تحت درمان قرار ميگيرند به احتمال زياد، بطور كامل بهبود مييابند، در حاليكه خانمهايي كه درمان نميشوند حدود 50 درصد احتمال دارد كه تا يكسال بعد از زايمانشان بهبود يابند.
افسردگي شديد پس از زايمان
يك نوع غيرمعمول افسردگي پس از زايمان، بعضي از خانمها را مبتلا نموده و آنها را در دو هفته بعد از زايمان دچار افسردگي شديدي ميكند. احتمال ايجاد اين نوع افسردگي بعد از اولين زايمان بيشتر ميباشد. همچنين در خانمهايي كه قبلاً دچار بيماريهاي رواني بودهاند و يا اينكه در خانوادهشان بيمار رواني وجود داشته است، احتمال بروز اين نوع افسردگي شديد بيشتر ميباشد. تصور ميشد كه تغييرات هورموني ممكن است در خانمهايي كه مستعد افسردگي هستند باعث شروع اين بيماري شود.
در افسردگي شديد، بيمار ارتباطش را با واقعيت از دست ميدهد و ممكن است دچار هذيانها و توهمات شود. در چنين مواقعي، خطر بزرگي كودك او را تهديد ميكند و مادراني كه دچار افسردگي شديد هستند ممكن است اقدام به كشتن كودكان خود بنمايند. بعضي ازخانمهاي افسرده عقيده دارند كه جهان بقدري بد است كه آنها بايد كودك خود را از اين بدبختي دنيا خارج سازند (با قتل او) و بعضي ديگر معتقدند كه اشكالي در كودك آنها وجود دارد و به همين دليل اقدام به يك قتل ترحمآميز ميكنند. هنگامي كه وضعيت بيمار چنين وخيم ميشود، بايد براي درمان، او را در بيمارستان بستري نمود. درمان معمولاً با داروهاي ضدافسردگي صورت ميگيرد.
بعضي از پزشكان براي افسردگي شديد پس از زايمان، درمان با شوك برقي را توصيه ميكنند. اين درمان سريعاً اثر كرده و مادر ميتواند دوباره به كودك خود برسد و از او مراقبت نمايد.
ادامه مطلب را در لینک زیر مطالعه نمائید :
