يك اشتباه بزرگ در مورد انحرافات جنسى
«مى خواهم خون گريه كنم امّا قطره اشكى مژگان مرا مرطوب نمى كند؟
مى خواهم فرياد بكشم امّا آه هم از سينه بر نمى خيزد.
مى خواهم بينديشم امّا به چه چيز؟ به كدام بدبختى و نافرجامى؟ مگر مغز انديشمندى هم در برابر اين ناملايمات برجا مى ماند؟!
بيچاره و تنها، ويلان و سرگردان، هراسان و بيمناك از آنچه هستم و خواهم بود، متنفر از همه كس و همه چيز و از اين محيط آلوده و ننگين!
21 ساله هستم، ده سال تمام از حساس ترين ايّام عمرم را «تنهاى تنها» گذراندم، ناملايمات زندگى و رنگ هاى زننده چهره اجتماع مرا فوق العاده رنج مى دهد...
نفهميدم چه شد چند سال قبل كه هنگام مطالعه كتابى
بى اراده به يك عادت شوم جنسى آشنا شدم، آن موقع گذشت و كسى به من نگفت كه جوانى چه دوران حساس و خطرناكى است؟ اندام هاى برهنه زنان و دخترانى كه در آتش شهوت و هوس مى سوختند به هيجان درونى من دامن مى زد.
بلى من عادت كردم و اكنون مريض جسمى هستم و روحم نيز بيمار شده است، دارم به ورطه جنون پا مى گذارم آن قدر ناراحتم كه در انديشه نمى گنجد...
مرا از طول دادن نامه ببخشيد اين ناله ها و استغاثه ها از من نيست كه به گوش شما مى رسد مى دانم بسيارى از جوانان مثل من بيچاره اند.
ناگفته نماند در اوان جوانى در سنين 16 يا 17 سالگى بود ه دو مرتبه به خودكشى دست زده ام. امّا اجازه مردن هم به ما بيچاره ها نمى دهند! اكنون خيلى ضعيف شده ام و مدّت كوتاهى است كه با كمال معذرت بى اراده از من قطرات... دفع مى گردد! اكنون در ميان طوفان مرگبارى به اين سو و آن سو مى روم، شايد هم يك سويش نابودى باشد!...
استدعا دارم مرا نجات دهيد، خواهش مى كنم جوابم را خيلى سريع لطف كنيد اگر ممكن شود به وسيله پست، حتّى اگر در مجله نسل جوان خواستيد جواب بدهيد. هر چه زودتر، پيشرفت شما سروران پاكدل و گردانندگان آن نشريه محبوب را كه براى ارشاد امثال من آلوده و پيشگيرى ديگران مى كوشيد از خداى يكتا خواهانم.
«س - ب» از مشهد
* * *
مسأله مهم اين جاست
به اين ترتيب نامه دردآلود و غم انگيز ديگرى را كه مربوط به جوان گرفتارى است كه از ذكر نام صريح او خوددارى مى شود، ورق زديم و صحنه ديگرى از صحنه هاى اندوهبار اين اجتماع آلوده را از نظر گذرانديم.
اكنون اجازه دهيد رشته سخن را درباره عادت شوم و خطرناك «استمنا» يا MASTURDATION و چگونگى مبارزه با آن را دنبال كنيم، شايد بتوانيم اين سيلاب خطرناك را تا حدودى مهار كنيم.
يكى از اشتباهات بزرگ در اين مسأله حساس اين است كه عده اى از پزشكان، در برابر متخصصانى كه سال ها در اين باره مطالعه نموده و آثار شوم اين عادت زشت را در كتاب هاى خود نوشته اند (و نمونه آن در بحث هاى گذشته از نظر خوانندگان گرامى گذشت) چنين اظهار نظر مى كنند كه:
«ما در پزشكى زيانى براى اين عمل نديده ايم بلكه ترسانيدن افراد از آثار شوم و مرگبار اين عمل ممكن است آثار نامطلوبى در روح آنها بگذارد!».
گاهى مى گويند: اين عمل با آميزش جنسى چندان تفاوت ندارد.
متأسفانه همين اظهار نظرهاى بدون مطالعه در تمام جوانب مسأله، سبب سقوط عدّه اى از جوانان در دام اين عادت شوم شده است.
پاسخ اين سخن را پزشكان مطّلع و وارد چنين مى دهند:
اين آقايان از يك نكته اساسى در اين مسأله غفلت دارند كه: به شهادت «مشاهدات فراوان» و «اعتراف صريح بسيارى از مبتلايان» اين عمل، اعتيادآور است، اعتيادى شديد و مرگبار كه افراد را به دنبال خود مى كشاند و به اين آسانى دست بردار نيست.
ممكن است يك مرتبه استعمال فلان مادّه مخدّر ضرر زيادى نداشته باشد، ولى بايد توجّه داشت خطر اعتياد در پيش است، اعتيادى كه همه چيز انسان ممكن است در آن دفن شود.
همان طور كه گفتيم متخصّصان اين فن در كتاب هايى كه در اين زمينه نوشته اند موضوع اعتيادآور بودن اين عمل شوم را صريحاً يادآور شده و جوانان را از آن برحذر داشته اند. (دقّت كنيد)
نكته ديگرى كه بايد به اين موضوع اضافه كرد اين است كه وسايل آلوده شدن به اين عمل بسيار ساده است، يعنى در حقيقت وسايلى نمى خواهد و در هر گونه شرايطى و در همه حال امكان آن هست و كنترلى هم در آن نيست و بدبختانه
چون در دوران «طغيان غريزه جنسى» مخصوصاً ميان سال هاى 16 تا 20 به سراغ جوانان مى آيد خيلى زود ممكن است به صورت يك عادت ريشه دار درآيد، در حالى كه آميزش جنسى هرگز چنين ساده نيست و زن و مردى كه همسر يكديگرند در شرايط خاصى چنين امكانى را پيدا مى كنند.
كسانى كه زيان هاى آن را دست كم گرفته اند حتماً توجّه به مسأله «اعتياد» به آن، و ساير اوضاع و احوال خاص اين مسأله ننموده اند.
وگرنه چگونه مى توان اين حقيقت حسى را انكار كرد كه بسيارى از جوانان آلوده تا سرحدّ مرگ و جنون و ناتوانى مطلق و فلج و از دست دادن همه چيز خود پيش مى روند مگر مشاهدات حسى را مى توان منكر شد؟!
اتفاقاً در ميان اين دسته بسيارند كسانى كه مى گويند هرگز به زيان اين عادت شوم هم آشنا نبوديم و از ضررهاى آن آگاهى نداشتيم بنابراين، مسأله تلقين هم در اين جا منتفى است.
* * *
راه ها و دستورهاى پيشگيرى
اكنون كه اين حقايق روشن شد توجه عميق همه جوانان عزيز را به نكات زير جلب مى كنيم، براى پيشگيرى از بروز اين عادت و اگر خداى نكرده آلوده شده اند براى درمان آن:
گام نخست
1- نخستين مطلبى كه مبتلايان بايد به آن توجّه كنند اين است كه اين عادت شوم جنسى با تمام آثار مرگبارى كه دارد قابل معالجه و درمان است، و به گواهى پزشكان و بسيارى از افرادى كه آلوده بوده اند اگر از طريق صحيحى وارد شوند مانند هر عادت و اعتياد غلط ديگر به طور حتم برطرف خواهد گرديد.
قابل توجّه اين كه بيشتر آثار شومى كه به واسطه آن به وجود آمده در مدت نسبتاً كوتاهى پس از قطع آن برطرف خواهد گرديد، زيرا نشاط و نيروى جوانى مى تواند بيشتر ضايعات گذشته را جبران نمايد (نمى گوييم همه آن را، مى گوييم، بيشتر آن را) و همان طور كه زخم هاى تن كودكان و جوانان خيلى زود التيام پيدا مى كند آثار سوء اين عمل نيز پس از بيدارى (در صورتى كه به موقع متوجّه شوند) در مدّت نسبتاً كمى برچيده خواهد شد.
آن دسته از جوانان مبتلا كه از بهبودى خود مأيوس و يا در ترديدند سخت در اشتباه هستند، و همين يأس و ترديد بزرگ ترين سد راه آنهاست (دقت كنيد).
بنابراين نخستين و لازم ترين موضوعى كه آنها بايد به آن توجه و ايمان داشته باشند همان امكان سريع ترك اين عادت شوم و ننگين و رهايى يافتن از بسيارى عواقب آن است.
اكنون كه گام نخستين برداشته شد و با ايمان و اميدوارى كامل به سوى درمان اين مبتلايان پيش مى رويم بايد خود را براى به كار بستن نخستين دستور آماده كنند.
* * *
مهمتر از آنچه تصوّر شود
2- پزشكان عموماً معتقدند براى ترك هر نوع اعتياد قبل از هر چيز اراده و تصميم لازم است، تصميمى قاطع و جدى و محكم.
ممكن است شما اين موضوع را يك موضوع ساده و معمولى تلقى كنيد امّا ما به شما مى گوييم بيش از آنچه تصوّر نماييد اين موضوع مهم و مؤثّر است.
براى گرفتن تصميم بايد نخست به زيان هاى ادامه اين عمل خطرناك انديشيد و آنچه از زيان هاى آن در بحث هاى گذشته يادآور شديم با دقت چندين مرتبه از نظر گذراند. و عواقب شومى كه در انتظار معتادان است در نظر مجسم ساخت، و با توجّه به شخصيت و قدرت فوق العاده اى كه در هر انسانى نهفته شده - مخصوصاً در جوانان - بايد تصميم گرفت، تصميمى آهنين و خلل ناپذير.
حتماً مى دانم در اين جا بعضى از جوانان مبتلا، به من ايراد مى كنند كه «ما قادر به تصميم گرفتن هم نيستيم و
نيروى تصميم از ما سلب شده، بارها تصميم گرفته ايم و باز هم شكسته ايم»!
ما به اين ايراد شما كاملا توجّه داريم امّا شما هم به پاسخ ما كاملا توجّه و دقّت كنيد:
من از اين گونه افراد مى پرسم: «آيا هرگز شده در پيش روى پدر و مادر و برادر، دبير و يا شخص محترم ديگرى آشكارا دست به اين كار بيالاييد هر قدر هم (مثلا) ناراحت باشيد؟...
حتماً خواهيد گفت: نه.
مى پرسم چرا؟
مى گوييد آخر چنين كارى شرم آور است!
مى گوييم: معناى سخن شما اين است چون اين كار شرم آور است ما تصميم گرفته ايم در پيش روى آنها انجام ندهيم!
اين موضوع به خوبى ثابت مى كند كه شما هرگز آن طور كه خيال مى كنيد بى اراده و بى اختيار به سوى اين عمل كشانده نمى شويد، اگر بى اختيار و فاقد اراده بوديد براى شما حضور اين افراد و عدم آن كوچك ترين تفاوتى نداشت!
شما بايد بكوشيد اين «اراده نيرومند خود» را كه در چنين مواردى به كار مى اندازيد به همه جا گسترش دهيد، اين سرمايه در وجود شما هست پس چرا از آن استفاده نمى كنيد؟
اين را هم فراموش نكنيد كه خدا در همه جا حاضر و ناظر اعمال شماست و شما در همه جا در حضور او هستيد آيا شايسته است در حضور چنين پروردگارى دست به چنين آلودگى بزنيد؟!
جالب توجّه اين كه در يكى از سخنان پيشوايان بزرگ اسلام امام صادق(عليه السلام)مى خوانيم: روزى يك نفر به خدمتش عرض نمود: بيچاره فلان كس مبتلا به «يك نوع انحراف جنسى» شده (نوع ديگرى غير از اين عادت) و از خود هيچ گونه اراده اى ندارد!
حضرت با عصبانيت فرمود: چه مى گويى؟! آيا حاضر است اين عمل را پيش روى مردم هم انجام دهد؟!
عرض كردند: نه.
فرمود: پس معلوم مى شود به اراده و اختيار خود اوست...
و امّا اين كه بعضى مى گويند: «بارها تصميم گرفته ايم و شكسته ايم» ما به اين افراد صريحاً اعلام مى كنيم: شكستن تصميم به معناى از بين رفتن همه آثار آن در وجود انسان نيست، همين تصميم شكسته شده رسوباتى در اعماق دل و روح انسان باقى مى گذارد و زمينه را براى تصميم نهايى بيش از گذشته، آماده مى سازد (دقت كنيد).
اجازه بدهيد مثالى براى شما بيان كنم:
بسيارى از اوقات انسان مى كوشد با پاى خود از كوهى بالا رود و يا با اتومبيل از يك سر بالايى تند بگذرد، دفعه اوّل و دوّم و گاهى دفعه دهم عقب گرد مى كند و نمى تواند، ولى آخرين بار موفق مى شود و از آن مى گذرد، اين سخن به اين معنا نيست كه در دفعات اوّل هيچ كارى انجام نداده بلكه هر دفعه كه براى عبور از اين راه دشوار اقدام نموده و عقب رفته به طور ناخودآگاه يك مقدار آمادگى آموخته و ذخيره كرده و بالاخره در پايان پيروز شده است.
دانشمندان مى گويند براى حفظ يك قطعه شعر يا نثر ممكن است در نخستين بار 5 مرتبه تكرار آن لازم باشد، و پس از مدّتى ممكن است فراموش گردد امّا براى حفظ آن در دفعه آينده مسلّماً 5 مرتبه تكرار لازم نيست ممكن است سه مرتبه هم كافى باشد. يعنى رسوبات تصميم ها و يادگيرى هاى گذشته همواره در روح انسان باقى مى ماند. مسائل مربوط به روان انسان همه از اين قبيل است.
بنابراين اگر ده بار هم تا كنون تصميم گرفته ايد و شكسته ايد هم اكنون آماده يك تصميم قاطع و جدّى و آهنين براى ترك هر نوع اعتياد غلط شويد و تمام نيروهاى معنوى خود - مخصوصاً ايمان به خدا - را بسيج كنيد و اين گفتار پيشواى بزرگ ما على(عليه السلام) را فراموش نكنيد آن جا كه مى فرمود: «افراد با ايمان همچون كوه سرسخت و با استقامتند».
اكنون كه تصميم نهايى خود را گرفتيد دستورات ديگر آينده را دقيقاً به كار بنديد.
مطالب مرتبط :

