|
درمانِ من درمانِ تو نیست !
|
|
« مطابق اصل هماهنگی، براي هر مسئلهاي راه حلي متناسب وجود دارد. پس شما نميتوانيد مسائل مختلف را با يك روش (نه فرا روش الهي) حل كنيد[1]. بنابراين براي درمان بيماري، بايد بيمار و بيماري و شرايط بيمار را بشناسيد سپس روش درمان را معلوم كنيد. هر بيماري نسخه مخصوص به خود را ميطلبد. هر دردي درمان خاص خود را ميخواهد. و نسخه و روشي كه مربوط به امروز است ممكن است فردا به شيوه ديگري اعمال شود نه به شيوه امروز. بايد ديد بيماري چگونه بوجود آمده تا چگونه رفتن آن مشخص شود... اين عاقلانه نيست كه گمان برود با يك روش فرعی ميتوان همه بيماريها را درمان نمود و با استفاده از يك روش تك بعدي، به حل مسائل در همه ابعاد پرداخت. در شفاي متعالي ابتدا بايد بيماري و شرايط آن را شناخت و بعد روش درمان را برگزيد... » نتیجه این بررسی به ما نشان خواهد داد که بیمارهایی با علائم هرچند یکسان و مشابه، در افراد مختلف درمانهای متفاوتی دارند، و شبیه بودن علائم بیماری لزوماً به این معنی نیست که باید برای انها درمانهای یکسان بکار برد. به مثالی در این مورد توجه فرمایید : تقریباً همه آدمها با بروز علائم سرماخوردگی و زکام به سراغ مصرف داروهای مسکن ، ضد احتقان ها ( اکسپکتورانت ها ) و ترکیبات ساکت کننده علائم سرماخوردگی می روند. خب ؛ تقریباً در همه موارد هم با مصرف این گونه ترکیبات گرفتگی مجاری تنفسی رفع می شود، درد و سنگینی سر برطرف شده ، آبریزش بینی متوقف می شود و فرد به نظر خودش خوب می شود. تعجب نمی کنید اگر بشنوید بعضی از این افراد پس از مدتی دچار سردرد های شدید شده و یا صورت و یا بدن آنها پر از جوشهایی دمل مانند می شود یا از بدنشان کهیر بیرون می ریزد ؟ اگر تصور کنید که ریشه این بیماریها ربطی به موضوع آن زکام و آبریزش بینی نداشته نه . تعجب نمی کنید . اما اگر به شما بگویم که این ضایعات پوستی یا سردردها فرم تبدیل شده ای از همان علائم زکام هستند قطعاً متعجب خواهید شد. گروهی از بیماری ها هستند که منشاء آنها استرس و به سر بردن بیمار در شرایط پر فشار است . در این موارد استرس به شکل بیماری از اولین محلی که بتواند بیرون می ریزد ؛ به شکل زکام و آبریزش بینی ، ضایعات پوستی و جوش ، کهیر و بثورات پوستی ، سردرد و ... در چنین مواردی اگر بدون توجه به شرایط بیمار و محیط اطراف او به درمان اقدام شود بیماری به ظاهر تسکین پیدا می کند اما چون عامل بوجود آورنده اش رفع نشده ، همین استرس و فشار مدتی بعد به شکلی دیگر و از محلی دیگر در بدن بیرون می ریزد . از پوست ، دستگاه گوارش ، دستگاه تنفس و یا به شکل سردرد ؛ و این بستگی دارد که کدام یک از این نواحی پذیرش بیشتری در آن فرد داشته باشند و برای بیمار شدن مستعد تر باشند. حالا از آنطرف موضوع نگاه می کنیم . کسی که بعد از درمان زکام به چنین عوارضی مبتلا شده بدون اطلاع از این دیدگاه ، این بار با تشخیص اینکه ضایعات پوستی اش ناشی از ناراحتی کبد ، یا بدخوراکی است به سراغ پزشک داخلی یا متخصص تغذیه می رود و بار دیگربه تسکین علائم می پرازد . غافل از اینکه ضایعات پوستی یا سردردهای شدیدش در واقع فرم تبدیل شده ای از علائم زکام است که بصورت عمقی درمان نشده و ریشه آن در بدن باقی مانده . ممکن است با خود بگویید خوب چه اشکالی دارد. فشار و استرس که در زندگی همه هست و نمی توان آن را کم کرد پس به آن اجازه می دهیم که هر بار به شکلی از بدن بیرون بریزد و ما نیز ساکتش می کنیم . اما متاسفانه موضوع به همین جا ختم نمی شود. چون ساکت کردن صدای فریاد بدن و عدم توجه به ریشه بیماری باعث پیچیده شدن آن و نفوذ ریشه اش به لایه های عمقی وجود فرد شده و گاه به بیماریهای خطرناک و غیر قابل علاجی مبدل می گردد. بر این اساس جهت درمان بیماری های حاصل از تخلیه فشار می بایست شرایط زندگی بیمار را تغییر داد یا به شکلی به او کمک کرد تا مقاومت اش در برابر فشارها بیشتر و آسیب پذیری اش کمتر شود. شرح و تدوین : پ.ک [1] نور و شفاي الهي يك روش محسوب نمي شود بلكه «فرا روش» است. |





