|
نقش شناخت در درمان
|
|
شناخت و بینش، پایه و اساس هر حرکت درست و اصولی است. برای برداشتن اولین قدم در هر حرکتی چنانچه آن قدم با بینش صحیح و شناخت کافی برداشته شود دستیابی به هدف، رسیدن به مقصد و عبور موفق تا رسیدن به مطلوب مورد نظر امکانپذیرتر میباشد . به عنوان مثال اگر قصد انجام کاری داشته باشیم بهترین روش برای اقدام به انجام آن کار اینست که شرایط و موقعیتها را به خوبی سنجیده و با احاطه نسبی به موضوع مورد نظر، بهترین زمان، بهترین امکانات موجود و هماهنگترین روشها را به کار گیریم. در اینصورت با صرف کمترین هزینه( زمان و انرژی )مناسبترین راههاي تحقق هدف مورد نظر را کشف کرده و در مسيري هموارتر و امنتر، در جهت مقصد تعريف شده، گام بر ميداريم. مطابق اصل هماهنگي، براي هر مسئلهاي راه حلي متناسب وجود دارد. پس شما نميتوانيد مسائل مختلف را با يك روش (نه فرا روش الهي) حل كنيد(1) در درمان هماهنگ نیز بر همین شیوه میتوان تکیه نمود. یعنی برای هر اقدام هماهنگ درمانی، نخست باید شرایط و موقعیت بیمار و نوع بیماری مورد نظر و دلایل پدید آمدن آن را شناخت. و با توجه به این آگاهی، شیوه مناسب درمانی را بکار گرفت. در روشهای درمانی معمول، اغلب به این موارد توجه زيادی نمیشود. برای بسیاری از بیماریها با نامها و علائم مشخص، بدون در نظر گرفتن شرایط بیمار و مسائل مربوط به بیماری، نسخهها و داروهای از قبل تعیین شده وجود دارد و حتی گاهی بدون اینکه پزشک از بیمار خود حتی در حد بسیار جزیی و ابتدایی، تاریخچهای گرفته باشد اقدام به تجویز داروی مورد نظر مینماید. در حالیکه مطابق تعالیم درمان هماهنگ ... هر بيماري نسخه مخصوص به خود را ميطلبد. هر دردي درمان خاص خود را ميخواهد. و نسخه و روشي كه مربوط به امروز است ممكن است فردا به شيوه ديگري اعمال شود نه به شيوه امروز. بايد ديد بيماري چگونه بوجود آمده تا چگونه رفتن آن مشخص شود... اين عاقلانه نيست كه گمان برود با يك روش فرعي ميتوان همه بيماريها را درمان نمود و با استفاده از يك روش تك بعدي، به حل مسائل در همه ابعاد پرداخت. در شفاي متعالي ابتدا بايد بيماري و شرايط آن را شناخت و بعد روش درمان را برگزيد... از تعاليم درمان هماهنگ (1)نور و شفای الهی یک روش محسوب نمی شود بلکه فرا روش است . |





