| |
|
قصه و ریشه یابی بیماری ها ( قسمت دوم ) قصه و ریشه یابی بیماریها ( قسمت اول )
| |
|
در قسمت قبل درباره ریشهیابی بیماریها در قصه صحبت کردیم و قرار بر این شد که یکی از قصههایی را که در آن ریشهیابی بیماری کاملا مشهود است را مرور نماییم. یکی از قصههای معروف مثنوی معنوی، قصه شاه و کنیزک است که با مراجعه به مثنوی معنوی به راحتی میتوان این داستان زیبا را دنبال نمود. خلاصه داستان اینست که یکی از پادشاهان عاشق کنیزکی میشود که خود کنیزک معشوق دیگری داشته و با آوردن آن کنیزک به قصر و جدا کردن او از معشوقش کنیزک دچار بیماریی میشود که هر روز ضعیفتر و رنجورتر از روز قبل میگردد بطوریکه داروی هیچ طبیبی در بهبود او موثر واقع نمیشود. اما طبیبی حاذق از راه میرسد و با گرفتن نبض بیمار و پرسیدن سوالاتی از او از وجود معشوق کنیزک باخبر میشود و ریشه بیماری را کشف می نماید و ادامه ماجرا که بسیار لطیف است. رواندرمانی عارفانه مولانا كه اوج آن در همین قصه شاه و كنیزك نمایان شده نشان از آگاهی عمیق او از لایههای درهم تنیده روح و روان انسان است. مولانا در شناخت ریشهای مشكلات، ناامنیها و ناملایمات روانی از علائم سطحی و نشانههای ظاهری عبور كرده و به منابع اصلی و عوامل پدید آوردنده بیماریهای روحی و جسمی انسان دست یافته است. او با کمک گرفتن از وقایع روزمره آن هم به شكل نمادین، پرده از اسرار درون برمیدارد تا طبیبان روح و تن را از ظاهربینی و معلول نگری آزاد سازد. بیخبر بودند از حال درون استعیذالله مما یفترون این شیوه به طبیبان ظاهرنگر و روان درمانگرهای تنگ نظر تذكر میدهد كه علت بیماری و اختلال در منابع و عوامل تولید آن نهفته است. و باید نقبی به درون زده شود تا نیازها و انگیزههای درونی كه در لایههای زیرین ناهشیار نهان شده است كشف و برملا شود. از این رو، مولانا با یاری جستن از قصهها و حكایتها سعی در تحلیل رفتار و عواطف داشته و از درمانشناختی_ عاطفی كه یك رویكرد تلفیقی برای تغییر نگرش است استفاده میكند. هدف اصلی مولانا در رویكرد درمانگری عارفانه، تغییر ریشهای تفكر، و تحول اساسی در «جهانبینی» ، «مفهومشناسی» و «معنایابی» در كم و كیف « زیستن» است تا مخاطب در آن بطور اساسی به چگونگی شكلگیری نگرش و رفتار خود نظر كند. در قصه شاه و كنیزك رویكرد اصلی و محوری مولانا در كاوش روح و روان آدمی، بهرهگیری از همان ضمیر ناهشیار و لایههای ناشناخته آن است. این ناشناختهها تنها با زبان رمز عشق و سفر درونی به لایههای دست نخورده درون قابل گشایش است. |





