كليدي براي قفل گرفتاريها

در سلسله مقالات قبل بخشهاي مهمي از آموزه هاي «درمان هماهنگ» را توضيح داده و تا اينجا رسيديم كه برخي از بيماريها نه تنها عامل شر و نابودي نيستند بلكه ممكن است براي انسان خير و بركتي هم به همراه داشته و يا نقش پناهگاه و حفاظت كننده را براي او بازي كنند.
با اينكه محوريت اين آموزه ها را مقوله بيماري و درمان تشكيل ميدهد اما لازم است تصريح كنيم كه اين حوزه تنها شامل جسم و مشكلات آن نمي شود. منظور اين است كه الگوي درمان ديناميك در برطرف كردن مشكلات غير جسمي هم كاربرد دارد.
بسيارند افرادي كه در روابط، افكار و حتي وقايع زندگي شان دچار بيماري و مشكل شده و نيازمند بازگشت تعادل و به اصطلاح درمان اند. و با جرأت مي توان گفت كه آموزه هاي جامع درمان هماهنگ قابل تعميم به حوزه هاي وسيعتر زندگي است و با كمك آنها مي توان براي رفع گرفتاري ها اقدام كرد و براي مشكلات چاره انديشيد .چيزي كه باعث شد اين موضوع را عنوان كنم اتفاقي بود كه از آن برايتان خواهم گفت.
چندي پيش براي انجام تشريفات قانوني كاري به يكي از نهادهاي انتظامي مراجعه كرده بودم. در سالن انتظار خانمي دركنارم نشسته بود كه استيصال و نگراني بوضوح از نگاهش مي باريد. سر صحبت مان باز شد و فهميدم علت نگراني او دامي است كه فرزند جوانش ناخواسته در آن افتاده و اكنون به خاطر كار غير قانوني فرد ديگري در بند قرار گرفته. از شرح مشكل او مي گذرم اما در حين گفت و شنودمان دو نكته توجهام را جلب كرد كه باعث شد اين مطالب را بنويسم.
پس از اظهار تعجب آن خانم از حكمت و چرايي موضوع و اينكه نمي توانست بفهمد چرا فرزندش به گناه ناكرده گرفتار شده به او گفتم كه شايد حكمت اين اتفاق حفاظت او از خطري بزرگتر باشد. با توجه به اينكه مشكل پسرش ناشي از معاشرت با يك فرد ناباب (اما ظاهر الصلاح) ايجاد شده بود متوجه شدم كه حرفم او را به فكر واداشت و نقطه اي را در ذهن اش روشن كرد كه پيش از اين متوجهاش نبود. چون با چيزهايي كه او تعريف مي كرد دستگيري پسرش قبل از وقوع جرم اتفاق افتاده بود و واضح بود كه بدون اتفاق افتادن اين وقايع، احتمال وقوع جرمي سنگين و حتي اعدام آن پسر بسيار زياد بود.
در بند افتادن فرزند اين شخص به ظاهر يك اتفاق ناگوار بود اما او متوجه نبود كه اين واقعه به ظاهر ناخوشايند پسرش را از چه شر و مصيبتي نجات داده .
اما نكته مهم تر اين بود؛ بعد از اينكه صحبت مان به موضوع دعا و نذر و سپردن به خدا براي رفع مشكلاش كشيده شد از او شنيدم كه با نااميدي گفت : اين روزها دعا و نذر هم ديگر بي اثر شده .
اين حرفش مرا تكان داد. چون اين نگاهي است كه اكثر افراد نسبت به تاثير ذكر و دعا و پاسخگويي خداي زنده اي دارند كه خود فرموده : « با شما هستم . مي بينم و مي شنوم . در حوزه تخصصيام بسيار ديده ام كه بيماران و گرفتاران ديگر هم از اين نگاه مستثني نيستند.
احساس تاسف كردم و ناراحت شدم از اينكه چرا رويكرد عموم مردم نسبت به استجابت دعا اين چنين شده و چرا نسبت به اثرگذاري نام خداوند و خواندن او نااميد و مايوس شده اند.
به راستي چه چيزي باعث مي شود كه ما فكر كنيم خدا را بايد بسيار خواند تا اندكي جواب دهد و چرا دعاهاي برخي در اين روزگار كمتر مستجاب مي شود؟ آيا راه استجابت دعا بسته شده؟ مگر او خود نفرموده است كه « ادعوني استجب لكم»؟ آيا نعوذ بالله خداوند از قول خود برگشته و يا ديگر با ما نيست ، نمي بيند و نمي شنود؟
در آموزه هاي مقدس اين چنين آمده كه «بخششِ پيش از خواستن و پاسخِ قبل از سؤال »از روشهاي خداوند است پس كجاي كار اشكال دارد كه بيشتر مردم فكر مي كنند اين روزها دعا و نذر هم بي اثر شده ؟
در امر بيماري و درمان نيز اين موضوع تا حدي زيادي شايع است. برخي مي پرسند: اعتقاد به اين موضوع كه اسم خدا درمان بيماري است يا اگر دعا بخوانيم بيماريمان درمان ميشود و مواردي از اين نوع، جزو اعتقادات معمول مردم در بيشتر نقاط دنيا است. اما علي رغم آن، ما شاهد بيماريهاي ريز و درشت بسياري در بين مردم هستيم. اگر واقعا چنين اعتقادي ميتواند كمك كند پس چرا بيماريها تا اين اندازه در بين مردم شيوع و گستردگي دارند؟
پاسخ اين است كه « اگر نامهاي خداوند واقعاً خوانده شوند، شفادهندهاند. اما اگر از سر غفلت و بيتوجهي بيان شوند نبايد انتظار كار بزرگي را از آنها داشته باشيد. بيشتر مردم ميگويند توكل ما به خداست اما كمتر كسي ممكن است به خداوند توكل كرده باشد. اكثراً دعا ميخوانند اما نادرند كساني كه دعا را آموخته اند؛ و همه خدا دارند اما كميابند كساني كه خدا را يافتهاند. »
خداوند بنابر آنچه كه در قرآن كريم فرموده پاسخگويي به دعا كننده را بر خود واجب فرموده پس به قول بزرگي : « اگر تشخيص نداديد، اگر نديديد و اگر نشنيديد، نگوييد كه نيست زيرا اين شماييد كه نميبينيد و نميشنويد. بسياري ديده و ميبينند. شنيده و ميشنوند، پس عجولانه قضاوت نكنيد.»
البته خواندن خداوند راه دارد. به قول همان بزرگ :
« بسياري از مردم به گونهاي خدا را ميخوانند كه انگار مردهاي را ميخوانند. به گونهاي با خداوند سخن ميگويند كه انگار با فردي كه وجودش خيالي است يا در دوردستها سكونت دارد. در حالي كه خداوندِ زنده و حاضر از خودت به تو نزديكتر است. او، هستي توست...
خدا را طوري بخوانيد كه انتظار پاسخش را داشته باشيد و خداوند، خوانندهي خود را حتّي پيش از خوانده شدن، پاسخ ميدهد. امّا از راههاي خودش و با روشهاي خودش نه صرفاً آنطور كه شما تصور ميكنيد. او با علائم و تغييرات، با اتفاقات، با احساسات و انديشهها، با بخششها و گرفتنها (و...) پاسخ ميدهد...».
خواندن خداوند و نامهاي مقدس او از مهمترين كليدهاي استجابت دعا و رفع گرفتاريها و بيماريهاست.پس بياييد از اين به بعد خدا را آن گونه كه بايد بخوانيم . حداقل آن گونه كه «انساني بيدار، باعظمت، بينا، شنوا و ناطق را ميخوانيم.»
باشد كه شاهد باز شدن قفلها و گشوده شدن درهاي رحمت و بركت اش به روي خود باشيم .
برگرفته از ديدگاههاي ا.م در موضوع «درمان هماهنگ و شفاي الهي»
شرح وتفسير : پ.ك




