آثار مصرف اكستازي
پرواز مرگ با قرص شادي ( قسمت دوم)

حميد 18 سال دارد. وي دانشآموز دوره پيش دانشگاهي است. حميد را در بخش اعصاب و روان يكي از بيمارستان هاي تهران بستري كردهاند. وي كه در حدود يك ماه پيش به قصد خودكشي رگ دست خود را از ناحيه مچ بريده است، در پاسخ به اين سؤال كه چرا اكستازي مصرف مي كند، ميگويد: «شادي اش را نمي شود وصف كرد.»
دكتر آذردخت مفيدي، روانپزشك و روانكاو سازمان پزشكي قانوني كشور، آثار مصرف اكستازي را بر روان ، اين گونه تشريح مي كند: «روان به سه جزء خودآگاه، پيش آگاه و ناخودآگاه تقسيم مي شود. در سطح خودآگاه، انگيزهها، رفتارها و احساساتي مطرح هستند كه نسبت به آنها آگاهي داريم. تفكرات و احساسات موجود در سطح پيش آگاه با تمركز قابل دسترسي اند و نسبت به سطح ناخودآگاه آگاهي نداريم. اكستازي به معناي جذبه است. جذبه ، حالتي در روان است كه در آن سطح خودآگاه موقتاً محو مي شود و فرد در مقابل سطح پيش آگاه و ناخودآگاه خود قرار مي گيرد. احساسات، تفكرات و اعمال ما را سطح خودآگاه كنترل مي كند. با از بين رفتن كنترل خودآگاه، افكار و تعارضات ناخودآگاه بروز مي كنند. مثلاً فردي را در نظر بگيريد كه از اجتماع وحشت دارد. اين فرد در شرايط معمولي ارتباط صميمانه اي با اطرافيان برقرار نمي كند. اما به دنبال مصرف اين دارو، ترس خودآگاه وي از اجتماع محو مي شود و تمايل فرد به برقراري ارتباطات اجتماعي افزايش مي يابد. همچنين در شرايط طبيعي، مواجه شدن ما با عوامل استرس زا موجب ترشح هورمون هاي خاصي مي شود كه بدن را در وضعيت فرار و گريز قرار مي دهد. مصرف اكستازي نيز چنين وضعيتي را در بدن ايجاد مي كند. تمام مكانيسمهاي دفاعي بدن به كار مي افتند و انرژي فرد زياد مي شود.
مهمترين اثر اين دارو امنيت بخشي رواني است. به طور كلي، انگيزه انسان براي هر عملي از سه عامل منشأ مي گيرد:عشق، ترس و گناه. اين نوع داروهاي روانگردان احساس ترس و گناه را در روان به حداقل مي رسانند. در نتيجه، اعتماد به نفس فرد افزايش مي يابد و تمايل طبيعي او براي برقراري ارتباط صميمانه فيزيكي و عاطفي زنده مي شود. هر فرد با رشد مكانيسم هاي رواني خود احساس امنيت مي كند و با محيط پيرامونش سازگار مي شود. اگر فردي احساس امنيت را با مصرف دارو يا ماده خاصي به روان خود القا كند، در درازمدت توانايياش براي خلق چنين شرايطي به حداقل مي رسد. يعني اكستازي ، يك شخصيت كاذب ايجاد مي كند و به دنبال قطع دارو، فرد به وضعيت رواني نابسامان اوليه بازميگردد.»
دكتر فربد فدايي، روان پزشك و عضو هيئت علمي دانشگاه، در مورد آثار مصرف اكستازي مي گويد: «اين دارو باعث ايجاد احساس سرخوشي و قدرت مي شود. توجه و تمركز فرد نيز به دنبال مصرف اكستازي افزايش مييابد.»
اثر MDMA، 20 تا 40 دقيقه پس از خوردن قرص اكستازي ظاهر مي شود. احساس خشنودي، نشاط، صميميت و نزديكي به افراد به شكل افراطي در فرد به وجود مي آيد. اين آثار 60 تا 90 دقيقه پس از مصرف اكستازي به حداكثر خود مي رسند و 3 تا 4 ساعت پس از مصرف از بين مي روند و خستگي، اضطراب و افسردگي جانشين آنها مي شود.
دكتر مهديس كامكار، روان پزشك، به اختلالات دركي ناشي از مصرف اكستازي اشاره مي كند: «درك هر پنج حس در فرد مختل مي شود. يعني فرد بدون وجود محرك خارجي، حسي را درك مي كند. در حالت طبيعي، براي درك هر حس، قسمتي از قشر مخ فعال مي شود. به دنبال ايجاد اختلال در سيستم اعصاب مركزي، مناطق مختلف قشر مخ بدون وجود محرك واقعي فعال مي شوند. شايع ترين توهم در اين ميان مربوط به حس بويايي است. يا اين كه فرد صدايي را مي بيند و مي شنود. اصطلاح جيغ بنفش را براي فهم بهتر اين وضعيت مثال مي زنم. يعني هم صداي جيغ را مي شنود و هم آن را به رنگ بنفش مي بيند. همچنين، درك هر حس زياد مي شود. مثلاً فرد صداي شخصي را كه در نزديكي او نشسته است از فواصل دوردست مي شنود، يا ماه را لمس مي كند. اين وضعيت بسيار وحشتناك و رعبآور است و فرد دچار روانپريشي مي شود. به دنبال مصرف اكستازي، شعور، آگاهي و روان فرد مختل مي شود. او نمي داند كه كجاست، كيست و متعلق به چه زماني است. همچنين، اين ماده آستانه تحريك پذيري رواني را پايين ميآورد.»
دكتر ساحل همتي گركاني، روان پزشك و عضو هيئت علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي مي گويد: «اكستازي بر قدرت سنجش واقعيت اثر مي گذارد و فرد را مستعد جنون مي كند. اين افراد بخصوص نسبت به حركات غيركلامي اطرافيان حساس مي شوند. مثلاً فكر مي كنند كه سايرين مشغول بدگويي از آنان هستند. مشكل ديگري كه در مصرف كنندگان اكستازي ظاهر مي شود «سندروم پس از توهم» است. متأسفانه در نيمي از مصرف كنندگان، اين سندروم بروز مي كند. به اين ترتيب كه شخص، پس از محو آثار اكستازي، تجربيات زمان سرخوشي را درك مي كند. اين وضعيت ناخواسته، موجب افزايش ميل به خودكشي در اين گروه ميشود.»
افزايش قواي فكري، افزايش احساس رضايت از وضع موجود، افزايش انرژي بدن، احساس راحتي و آرامش، احساس نزديكي و تعلق به ديگران، احساس عشق و يكدلي و بخشش و عفو، تقويت حس قدرداني، احساس عطش، كاهش تمايل به خوردن، اصرار به در آغوش گرفتن و بوسيدن ديگران، افزايش سرعت عمل، حركات غيرارادي چشم، غيرارادي بودن احساسات، پرچانگي و حركت دادن زبان و فك، دندان قروچه يا ساييدن دندانها به هم، گرفتگي عضلات، افزايش ضربان قلب، پرفشاري خون، بيقراري، اضطراب ، نگراني، لرزش اندامها، افزايش دماي بدن يا كاهش آن، از دست رفتن آب بدن، سردرد، سرگيجه و از بين رفتن تعادل از ديگر علائم مصرف داروي روانافزاي اكستازي هستند. به دنبال افزايش فعاليت سيستم عصبي خودكار و پرفشاري خون، فرد مستعدِ ابتلاء به حملات قلبي و مغزي مي شود. به علاوه، گاه كاهش حجم آب بدن آنقدر زياد است كه منجر به مرگ فرد درنتيجه كاهش حجم خون مي شود. اكستازي ، هيپوتالاموس يا مركز تنظيم حرارت بدن را نيز تحت تأثير خود قرار ميدهد. در نتيجه دماي بدن مصرفكننده به شكل غيرقابل مهاري بالا يا پايين مي رود.
تخريب روان و جسم
اكستازي اثرهاي متعددي بر مغز مي گذارد. اين ماده يك واسطه عصبي ـ شيميايي به نام سروتونين را آزاد و همچنين از بازجذب سروتونين جلوگيري ميكند. واسطه عصبي ـ شيميايي ديگري كه ميزان ترشح آن تحت تأثير اكستازي قرار مي گيرد، دوپامين است . مقدار دوپامين مغز را كاهش ميدهد.
تحقيقات اخير نشان مي دهد كه MDMA آثار مخربي بر مغز دارد. دكتر جورج ريكورته (GEORGE RICAURTE)، استاد عصب شناسي دانشكده پزشكي دانشگاه جان هاپكينز آمريكا، تصاوير كامپيوتري به دست آمده از مغز افرادي را كه اكستازي مصرف مي كنند مطالعه كرده است: كساني كه در طول 5 سال به طور متوسط 200 مرتبه قرص اكستازي مصرف كردهاند، هرچند از نظر رفتاري كاملاً طبيعياند، درجاتي از تخريب مغزي را نشان مي دهند. همچنين ارتباط معناداري ميان دفعات مصرف اكستازي و ميزان تخريب مغزي به دست آمد. دكتر ريكورته دريافت كه اكستازي در مصرف كنندگان دائمي خود 20 تا 60 درصد از سلولهاي سازنده سروتونين را از بين مي برد. تخريب اين سلولها قدرت يادآوري و يادگيري فرد را كاهش مي دهد.
دكتر حميد مرتضوي، روان پزشك و متخصص ترك اعتياد مي گويد: «مصرف طولاني مدت اين دارو علائم روحي و رواني مشابه بيماران اسكيزوفرن ايجاد ميكند.»
آرميتا ف. دوبار در هفته به بخش دياليز يكي از بيمارستانهاي تهران مي آيد و چهار ساعت طاقت فرسا روي تخت دياليز مي خوابد. به لولـههاي قطور دستگاه نگاه مي كنم. خون از طريق يك لولـه به داخل دستگاه مي رود و با لولـه ديگري به بدن آرميتا منتقل مي شود. چشمان جوان و غمگينش را به من مي دوزد: «هرچه مي خواهي بگو. جنس خوب و رفيق ناباب... قرص اكس اين بلا را سرم آورده».
اكستازي بر ساختمان ماده وراثتي موجود زنده (DNA) نيز اثر مي گذارد و نقايص ژنتيكي ايجاد مي كند.
نام بهرام ق. در فهرست دريافت پيوند كبد قرار دارد. او 16 ساله است و تنها يك بار نصف قرص اكس خورده است. سموم موجود در اين قرص ، كبد بهرام را از كار انداخته است. حالا او منتظر است تا بخشي از كبد برادرش را با يك عمل پيوند دريافت كند.
مجله زنان

