تبليغاتX

پایگاه اطلاع رسانی پزشکی شفا - سلامتی 93 : خيالبافي کودکان (3) - زندگي در رويا

 


خيالبافي کودکان (3) - زندگي در رويا


علل و عوامل خيالبافي در کودکان
اينکه چه انگيزه ها و عواملي سبب مي شوند که خيالبافي در کودکان پديد آمده و پا بگيرند از عوامل متعددي بايد نام برد که بظاهر چيزهاي مهمي نيستند ولي در عمل براي کودک سرنوشت سازند. آن عوامل بسيار و از آن جمله اند :


1- محروميت ها :
کودکاني که در مسير رشد دچار محروميت هاي شديد شده و راهي براي نجات نيافتند ممکن است دچار اين وضع شوند. چه بسيارند کودکاني که در زندگي دچار ناکامي هايي سخت شده اند ، خواهش و آرزويي داشته و برآورده نشده اند و در نتيجه از اين حالت سر در آورده اند.
کودکاني که در خردسالي از غذا محروم مانده اند ، طعم امنيت را نچشيده اند و شاهد غذا و امنيت ديگران بوده اند در عالم خيال براي خود سفره گستردند و امنيت ساختند . انسان ناکام براي رهايي از فشارها و تنش هاي رواني و نجات از اضطراب به اين مکانيسم دفاعي پناه مي برد.


تخيل مورد تاييد است نه خيالبافي ، آن يک ، عامل خلاقيت و اين يک ،عامل هدر و اتلاف .کودک از طريق سخنها ، گفتار و رفتار ، از طريق بازي و در برخورد با اشياء ، وضع خود و حالت خود را در اين زمينه نشان مي دهد.

2- شکست ها :
کودکاني که در مسير زندگي و رشد دچار شکست و ناکامي شده اند، و مزه تلخ آن را چشيده اند و يا در سر راه رشد خود سرخوردگي هايي پيدا کرده و نتوانسته اند آن را در ذهن خود حل و توجيه کنند دچار همين وضع و موقعيت شده اند. در حقيقت شکست هم جلوه اي از محروميت و ناکامي است.

3- عامل فقر :
ناداري که جلوه تام و مهم محروميت از امکانات است خود از عوامل نگران کننده است. کودکاني که لباس ندارند ، مأوا ندارند ، از پول توجيبي محرومند و يا اسباب بازي ، خوردني و اجيل و ... ندارند در ذهن خود قصرهايي طلايي مي سازند ، در تن خود لباس هاي زيبا و گران قيمت مي بينند و از اين نطريق خود را تسکين مي بخشند.

4- عامل حسادت :
که آن هم جلوه اي ناشي از احساس محروميت از محبت است که به صورت بدخواهي بروز مي کند. آنها در شرايطي قرار مي گيرند که محبت و امنيت خود را غارت شده مي يابند و در عين حال توان مقابله با آن را ندارند. عدم توان و قلت تجارب و گاهي نازپروردگي بر آن دامن زده و کودک را به خيالبافي و رويا مي کشانند.

5- احساس حقارت :
کودکاني هستند که دايماً در معرض مقايسه ها هستند و از اينکه نمي توانند با ديگران رقابت کرده و يا بر مشکلات فايق آيند احساس حقارت مي کنند . نگرانيهاي ناشي از آن چنان کودک را احاطه مي کند که تمام زندگي او را تحت الشعاع قرار مي دهد . او به عالم خيال پناه مي برد تا در آن عالم خود را قدرتمند احساس کند.
ممکن است اين احساس حقارت ناشي از سرزنش و طرد افراطي والدين فرزندان ،بخاطر جنست باشد و کودک حساب کند که مورد اعتناء نيست . بر خلاف جنس مخالفش براي او حسابي باز نمي کنند . او ناگزير به خيالبافي کشانده مي شود تا آرامشي بيابد.
6- ترس شديد :
ترس هاي شديد آدمي را به چاره جويي مي کشانند و خيالبافي مي تواند از اين بابت هم براي کودک توجيه داشته باشد. هم چنين ترس از تنبيه پدر يا معلم يا در صورتي که تصور آن براي کودک غير قابل توجيه باشد او را به خيالبافي مي کشاند.

7- احساس گناه :
کودکاني که گناهي را مرتکب شده و از بيان و آشکار شدن آن وحشت دارند و نفس گناه براي شان عقده اي ساخته است ممکن است از خيالبافي سر در آورند. احساس تقصير گاهي ممکن است ناشي از يک تخلف باشد و خيالبافي نشانه اي براي نشان دادن ميل به برگشت از وضع موجود است و پاک کردن خود از گناه

عوامل ديگر :
از عوامل ديگر در اين زمينه مي توان موارد زير را ذکر کرد:
- اختلال رواني از نوع بيماري ميتوماني و گاهي عارضه هاي شناخته نشده در اين زمينه موثرند.

- پرخواهي و پر توقعي و عدم آشنايي به محدوديت ها و حقايق موجود زندگي خانوادگي

- خيالبافي افراط آميز والدين که رفتارشان براي کودک بدآموز است.

- دوري از جمع و انزوا براي افرادي که سنين نوجواني و بلوغ را مي گذرانند.

- حقايق تلخ زندگي و رسيدن به بن بست در آنچه که مورد خواسته و توقع اوست.

- - وجود تضاد و تعارض در زندگي بگونه اي که قابل حل نباشد و ذهن او را بخود مشغول دارد.

- فشار و تحريک غرايز و عدم امکان برآورده شدن آنها براي آدمي .

- غرق شدن در ادبيات و رمان و شعر و يا بروز حالت خلسه در افراد .

- نداشتن سرگرمي مناسب و اشتغال مورد نياز که خود فکر و ذهن را بهر سوي مي کشاند.


اقدامات درماني :
اينکه در زمينه درمان و رفع اين عارضه چه بايد کرد راههايي باختصار قابل ذکرند که اهم آنها بدين قرارند:

1- بررسي عوامل و ريشه ها ودريافت اين مساله که چه چيزي باعث بروز و ظهور اين حالت در کودک شده است.

2- رفع عوارض از عوامل شناخته تا حدود امکان و هم تفهيم کودک که تا اين ميزان براي او کار و تلاش کرده ايد و به اينصورت او را به حقيقت امر آشنا سازيد . در اين راه بايد تلخي هاي زندگي را از ميان برداريد، با دشواري ها مبارزه کنيد ، محروميت را از او بزداييد ، حقارت ها را جبران کنيد ، او را بر ترس غالب سازيد و احساس گناه او را با توبه بشوييد.

3- تطابق دادن او با واقع و اين امر از طريق آشنا کردن او با واقعيت ، واداشتن او به لمس حقايق و تذکر به او که براي خيالات اعتباري قايل نشوند ، سپردن مسووليت هاي عملي به کودک که واقعيات را حس و لمس کند ، حتي گاهي او را به گردش ببريد، به بازي وادارش کنيد ، بکوشيد به کارهاي دستجمعي او را وادار سازيد.

4- آموزش کودک و تذکر به او که بين وهم و خيال و واقعيت فرق بگذارد، اشکالات امور را دريابد، راه حل ها را در اختيار بگيرد، واقع بين باشد.

5- درمان پزشکي : براي آنها که انقلابي رواني دارند و يا حساسند و زود به هيجان مي افتند.

6- روان درماني : مشاوره و روان درماني در اين راه بسيار موثر است و هم واداشتن فرد به حرکت و کوشش و جست و خيز تا او خسته شود و بخواب رود. بيداري نکشد تا به خيالبافي نيفتد.


عوامل کمکي :
در طريق درمان و اصلاح عوارض مي توانيد از عوامل کمکي متعددي سود بجوييد که از جمله آنها عبارتند از :

1- تربيت مشاهده کودک تا او بتواند واقعيت ها را بهتر ببيند و دريابد.

2- ايجاد رابطه و هماهنگي بين چشم و دست و اعضاء تا دريابد در چه شرايط و موقعيتي است.

3- دادن کار عملي چون کاردستي ، تهيه گزارش از ديده ها و يافته ها .

4- واداشتن به ساختن و به عمل آوردن ، نقاشي کردن ، طراحي ، بازي طبق برنامه و دستورالعمل جمع آوري اشياء و نمونه ها .

5- تقويت منطق و استدلال تا امکان بررسي امور براي او باشد.

6- آموزش شيوه حل مسايل بگونه اي که خود را در اين زمينه توانا ببيند نه گرفتار.

7- نجات او از عقده ها ، نابساماني ها و مشغله هاي فکري بيحساب .

8- تغيير محيط و وارد کردن او در شرايطي که در آن بتواند بدرخشد و عرضه و لياقت خود را نشان دهد و البته محيط جديد ناشناخته باشد.

9- تقويت روحيه و مخصوصاً تفکر و تعقل و اراده او و داشتن اعتماد و جرأت .

10- تلاش به اجتماعي شدن و پرهيز از درونگرايي. اصولاً حيات جمعي عامل توجه به واقعيت هاست.

11- پرهيز از تمسخر و مشاجره و تنبيه که آنها مساله او را حل نمي کنند.

12- تحت قيد آوردن او بگونه اي که در مسير انجام وظيفه قرار گيرد و طبق برنامه شما عمل کند.


تذکر و هشدار
خيالبافي بايد اصلاح شود ولي براي آن بخود پريشاني راه ندهيد. زيرا روانشناساني چون لو کار خيالبافي را در نزد اطفال امري طبيعي مي دانند و اگر بدون ضايعه عضوي باشد براي آن نگراني ندارند.

در عين حال بايد بدانيم از نظر علمي آن خيالي خوبست که آدمي را به نتيجه اي عاقلانه و مطلوب برساند نه آنکه او را مشغول سازد و يا آرامشي تصنعي ولي بي ريشه براي انسان پديد آورد. سپردن مسووليت و واداشتن به کارهاي عملي مخصوصاً در سنين 4-7 بعقيده گزل مي تواند آدمي را از خطري که در انتظار اوست رهايي بخشد.
منبع:
نابساماني هاي رفتاري در کودکان – تآليف دکتر علي قائمي

+ نوشته شده توسط شفا 86/03/13- |
عناوین آخرین مطالب ارسالی پایگاه شفا
:: در همه احوال خویشتن یاری رسان دیگران باشید
:: صفر عاشقی
:: صفر عاشقی
:: ورزش‌هایی برای درد كف پا و پاشنه
:: بخور گرم یا بخور سرد؟
:: رشته پرستاري طب سنتي و تغذيه سنتي راه اندازي مي شود
:: روزانه 378 قلب از طپش می‌ایستد
:: صفر عاشقی
:: داروهای گیاهی خروج از انزوا
:: مصرف فيبرهاي خوراكي به كاهش كلسترول خون كمك مي كند
:: احتمال رشد 9 درصدی تعرفه های پزشکی سال 91
:: ابهام در سلامت غذاهای آماده به مصرف موجود در بازار
:: اصلی ترین استراتژی وزارت بهداشت برنامه پزشک خانواده است
:: مجتمع بيمارستاني امام خميني نماد درمان در کشور است
:: 55 درصد هزینه‌های درمان را مردم پرداخت می‌کنند

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ و متعلق به پایگاه اطلاع رسانی پزشکی شفا می باشد

کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد

E-MAIL:irshafa@yahoo.com