تبليغاتX

پایگاه اطلاع رسانی پزشکی شفا - سلامتی 92 : خيالبافي کودکان (2) - وقتي حقيقت زيبا نيست

 


خيالبافي کودکان (2) - وقتي حقيقت زيبا نيست

- در موردي که جهان حقيقي براي کودک بيش از حد تيره و غم انگيز باشد و او قادر به دريافت و تلقي درست از اين جهان نباشد.

- زماني که او از چيزي چون غذا ، محبت ، حمايت ، امنيت و .... محروم باشد بخواهد آن را به دست آورد.

- در مواقعي که شديداً خشمگين شود و راه چاره را بر روي خود سد ببيند.

- زماني که شوق به برتري جويي در اوج گيرد و مقاصدي لذت آور را در روان تعقيب کند.

- هنگامي که نمره خوبي بگيرد ولي آن را در ديگران نبيند.

- در مواردي که ترس و اضطراب و تعارض او را به زانو در آورد.

- زماني که مورد تجاوز و تعدي قرار گيرد و راهي براي نجات پيدا نکند .

- موقعي که آدمي نتواند خود را با اصول و ضوابط درخواست شده منطبق سازد و يا نتواند بگونه اي طبيعي اميال و آرزوهايش را بر آورده کند.

- زماني که والدين خود را در حال درگيري و نزاع مداوم ببيند و موقعيت خود را خطرناک احساس کند.

- و هنگامي که همبازي ندارد و در محيط خانواده تنها و فرزند يکدانه است.

- و بالاخره زماني که دچار اختلال رواني شده و تعادل خود را از دست داده باشد.

 


خيالبافي در سنين مختلف
بندرت مي توان دريافت که آغاز بروز اين حالت در چه سني است. کودکان قبل از سنين سه هم براي خود دنيايي دارند و در آن دنيا براي خود فتح و شکستي را تصوير مي کنند و يا در وضع و حالي خود را تصور مي کنند که ديگران را تحت سيطره خويش دارند و در آن دنيا براي خود فتح و شکستي را تصوير مي کنند و يا در وضع و حالي خود را تصور مي کنند که ديگران را تحت سيطره خويش دارند. هم چنان گاهي خود را در قالب فردي شکست خورده و محروم مي انگارند و ....

ولي آنچه که در اين بحث به قاطعيت مي توان گفت اين است که سن 3 سين خيالبافي است بويژه در اين رابطه که او در اين مرحله موقعيت خود را بعنوان شخصيتي مستقل يافته است. در اين سنين کودکان تجارب خيالي خود را حقيقت مي پندارند و فرق بين اين دو را نمي شناسند و بهمين نظر ادعاهايي دارند که بنظر اوليا دروغ مي آيد.

در سنين 3 تا 6 نيز هنوز زود است که کودکان تصوري درست از حقيقت داشته باشند و قضاوتهاي خود را بواقع نشان دهند. اگر چه در برخي از کودکان پنجساله اين حالت ديده مي شود. در سنين 4- 7 اين حالت ممکن است اوج بگيرد و هر چه در اين سن بالاتر مي رويم خيالبافي شديدتر شده و حتي ممکن است به افسانه بافي بکشاند.

در سنين نوجواني و بلوغ خيالبافي ساختمان بناي زندگي آينده او را مي سازد . او دايماً در حال خيالبافي است و براي عده اي ممکن است اين حالت بصورت بحران در آيد و آنها را از واقعيات بصورت کلي دور دارد. کلاً آنها در وضع و شرايطي هستند که از عوامل مشکل زا فرار کرده و به خيالبافي پناه مي برند. افسانه سازي و قصه پردازي در آن فوق العاده موثر است.

 


توزيع اين حالت
سخن اين است که اين حالت به چه صورتي در افراد گوناگون توزيع مي شود . بررسيها نشان مي دهند :

- اين حالت در دختران بيشتر از پسران است زيرا توان موضعگيري شان در برابر مسايل کمتر است .

- در دوران کودکي در پسران زياد است در سنين نوجواني و بلوغ در دختران

- آنها که توان فکري براي حل مساله را ندارند به خيالبافي بيشتر پناه مي برند.

- افراد حساس و آنها که سرشت عاطفي دارند بيشتر به پناه خيالبافي مي روند.

- آنها که ترمزرواني دارند مثل کم روها و يا مضطرب ها ، خود کم بين هاو دارندگان احساس گناه بيشتر دچار اين حالتند.

- آنها که شخصيتي درون گرا دارند، گوشه نشين هستندو بيشتر گرفتارند.

- محروميت ديده ها ، ناکامي چشيده ها ، سختي تحمل کرده ها بيشتر گرفتار اين وضعند.

- کودکان تيزهوش اگر دچار ناملايمي شوند بيشتر از ديگران خيالباف مي شوند.

 


تيپ آنها :
اين که اينان از چه تيپي هستند پاسخ اين است آنان تيپ خاصي هستند. بر اساس بررسيها اغلب آنان :

- از تيپ خانواده هاي گرفتارند . خانواده هايي که تطابق اجتماعي شان بسيار ضعيف است و يا جاه طلبند و فرزندان خود را مبادي آداب مي خواهند و امر و نهي شان شديد است.

- تيپ عزلت طلبند و اغلب در تنهايي رشد کرده و در تنهايي بسر مي برند و توان تحمل واقعيت را ندارند و از روبرو شدن با مشکل عاجزند.

- اغلب آنها افرادي عجول ، عاطفي و داراي دلبستگي هاي شديد در مسير زندگي هستند و هيجان پذيري شان سريع است و حتي عده اي عصبي هستند.

- مرد عمل نيستند و در عالم خيال ناگزيرند ناکاميهاي خود را جبران کنند. بويژه که درباره خود ديد و قضاوت درستي ندارند و نمي توانند خود را بهمانگونه اي که هستند ببينند.

- دوستدار صحنه هاي هيجان انگيز و رقت آورند و قصه هاي هيجان انگيز آنها را اقناع مي کند.

- افرادي هستند رنج کشيده ، محروميت ديده مورد ظلم و بدرفتاري واقع شده و حتي در مواردي دچار احساس گناه و شرم از آن .

- در محيط زندگي شان معقول نبوده و کمتر از اين بابت توان مواجهه با مسايل را داشتند.

 


فوايد خيالبافي :
بر خلاف انديشه شايع خيالبافي در مواردي مي تواند مفيد باشد تا حدي که عده اي آن را عادت بد و يا نشانه اختلال هيجاني نمي دانند و معتقدند حالت عادي هشياري است. فوايد آن :

- پاره اي از تمايلات او ارضا شده تلقي مي شود و زمينه براي تخليه هيجانات فراهم است.

- گاهي کودک در سايه خيالبافي خود را به لذايذ مي کشاند و خود را به هدف رسيده تلقي مي کند.

- خيالبافي گاهي به کودک آرامش و سکون مي دهد زيرا عالم خيال محدوديتي ندارد و آدمي در پرواز خيال خود را اقناع مي کند مثلاً خود را در خلال جشن و برنامه حاضر مي بيند و احساس اقناع مي کند.

- خيالبافي بهانه اي است براي کاهش اضطراب و اهر کردن احساس حقيقي و رفع تعارض

- وسيله خوبي براي گذراندن وقت براي کودک است و زمان آن براي طفل لذتبخش است.

- عامل نجات از رنج و آلام و احساس بي کفايتي است.

- اگر جهت پيدا کنند شاعران و نويسندگان خوبي مي شوند و آثار خلاقه از خود بروز مي دهند .

- در حل عقده هاي رواني کمک کار خوبي براي کودک است.

- و بالاخره راه مفري قوي براي کودک است و او در شرايط ناکامي راهي مي يابد که خود را از شرور و گرفتاري ها دوز سازد.

 

 


زيان هاي آن
اگر خيالبافي به افراط بکشد و از مرز خارج شود داراي عوارض و زيانهايي است که ذکر و بررسي همه جانبه آنها در اين بحث ميسر نيست آنچه با رعايت اختصار در اين مجموعه قابل ذکر است بدينقرارند :

 


1-در جنبه بدن :
خيالبافي براي جسم و زيست انسان زيانبخش و عارضه ساز است و اهم آنها بدينگونه قابل ذکرند:

از فعاليت هاي بدني عقب مي افتند زيرا بي تحرک در جايي مي نشينند و در عالم انزواي خويشند و از حرکت و جنب و جوش دور مي مانند . بازي و حرکت که در رشد افراد شديداً موثر است در آنها وجود ندارد و حتي حال و هواي بازي با ديگران را ندارند.

 


2-در جنبه رواني :
خيالبافي در افراد اين اشکال را دارد که آدمي را در سيلابي از فکر و خيال رها کرده و امکان تمرکز و دقت و بکارگيري اراده را از او سلب مي نمايد و اين امر تا حدي به پيش مي رود که زمينه ساز برخي از بيماري هاي خيالي مي شود.

خيالبافي هر چند مفيد باشد باز هم يک حالت ناسالم بحساب مي آيد. زيرا افراد را به توهم کشانده و از واقعيت دورش مي سازد . انرژي رواني در سايه آن رو به کاهش مي گذارد و بجاي بکارگيري تدبير جهت حل مساله نوعي ارضاي مجازي براي آنها پديد مي آورد.

خيالبافي قدرت تمرکز دقت را از افراد مي ستاند قواي دفاعي را تهديد و مسموم مي کند و آدمي را زبون و ناکام مي سازد. عوامل معارض را که باعث رشد و پرورش فکر مي شوند از او دور مي دارد. و آدمي را در تصور و خيال مقضي المرام مي سازد.

 


3- در جنبه عاطفي :
خيالبافي گاهي حالات هيجاني براي کودک فراهم آورده و او را از حال تعادل خارج مي سازد. آدمي خود را قهرماني بر فراز قله ولي در حال سقوط مي بيند ، يا در حال جنگ و ستيز با دشمنان که هيجان آن براي او زيان بسياري دارد.

در مواردي خيالبافي مي تواند احساس شرم و گناه را افزايش دهد شخصيت عاطفي را سست مي کند با حالت خيالي ممکن است چيزي را زيباتر ، سرور انگيزتر و بهتر در عالم واقعي ببينند. بجاي اينکه عيبي را در خود بجويد و درمان کنند بجاي ديگري نسبت مي دهند.

ارتباط فرد را با محيط و ديگران ناموزون مي کند و نه تنها چيزي را در کسي برنمي انگيزاند ، بلکه ممکن است او را از انجام خير باز دارد و يا کشمکش ها و نزاع ها را عميق تر و ريشه دارتر سازد که اين موجب بروز بدبختي هاي بسياري است بويژه در آنگاه که رفتاري ضد اجتماعي پديد آيد.

 


4- در حيات اجتماعي :
بزرگترين خطر خيالبافي اين است که طفل را از دنياي واقع دور مي سازد از زندگي روزمره برکنارش مي نمايد و چنين کسي از بروز شدن با زندگي و مبارزه با مشکلات آن عاجز و هراسان است و عقب نشيني او بيشتر مي شود.

زندگي در خيال آدمي را از انطباق اجتماعي دور مي دارد، با مردم رابطه اي انديشيده ندارند دل را به ارضاي بدلي خوش دارند و حتي روابط ممکن است کينه توزانه و خصمانه باشد و اين خود زيان ديگري براي افراد مبتلاست.

 


5- و بالاخره در کل :


خيالباف قدرت و نيروي خود را صرف خيالبافي مي کند، در نتيجه توان آن را ندارد و يا نمي کوشد براي خواسته هاي خود انديشيده و آنها را جامه عمل بپوشاند. در برابر عقايد مختلف مي ماند و توان دفاع از فکر خود را پيدا نمي کند. در نتيجه با همه لذتي که از اين امر براي او حاصل مي شود بايد آن را از خطرناک ترين حالات براي افراد بحساب آورد.

 

خطر تداوم آن
خيالبافي تا سنين 4 سالگي امري عادي است و طفل را در دنيايي که براي خود ساخته سرگرم مي دارد تا حدي که او گمان دارد در عالم واقع و حقيقت است. در ضمن اين حالت براي او نوعي مکانيسم دفاعي است که در کاهش اضطراب و رهايي او در واقعيت هاي رنج آور موثر است.

ولي در ادامه آن انديشه و تعقل کودک و درک رابطه علت و معلولي او را از کار مي اندازد و از توجه به واقعيت دور مي دارد. همين امور باعث مي شوند که او بعدها در اجراي وظايف و تطابق خود با شرايط جامعه و قبول مسووليت وامانده شود.

تداوم خيالبافي زمينه را براي بروز بيماري اسکيزوفرني در کودکان فراهم مي سازد و اين امر هم چنان در فرد ريشه دار شده و در سنين بعدي براي او گرفتاري مي سازد. او را چنان در رويا فرو مي برد که از جهان واقعي دور مانده و نمي تواند پا به پاي رشد به پيش رود. هم چنين بعدها ممکن است اين امر موجبي شود که امر بر خود او مشتبه شود و درباره خود نيز گرفتار بماند.

منبع:نا بساماني هاي رفتاري در کودکان- تاليف دکتر علي قائمي

+ نوشته شده توسط شفا 86/03/13- |
عناوین آخرین مطالب ارسالی پایگاه شفا
:: در همه احوال خویشتن یاری رسان دیگران باشید
:: صفر عاشقی
:: صفر عاشقی
:: ورزش‌هایی برای درد كف پا و پاشنه
:: بخور گرم یا بخور سرد؟
:: رشته پرستاري طب سنتي و تغذيه سنتي راه اندازي مي شود
:: روزانه 378 قلب از طپش می‌ایستد
:: صفر عاشقی
:: داروهای گیاهی خروج از انزوا
:: مصرف فيبرهاي خوراكي به كاهش كلسترول خون كمك مي كند
:: احتمال رشد 9 درصدی تعرفه های پزشکی سال 91
:: ابهام در سلامت غذاهای آماده به مصرف موجود در بازار
:: اصلی ترین استراتژی وزارت بهداشت برنامه پزشک خانواده است
:: مجتمع بيمارستاني امام خميني نماد درمان در کشور است
:: 55 درصد هزینه‌های درمان را مردم پرداخت می‌کنند

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ و متعلق به پایگاه اطلاع رسانی پزشکی شفا می باشد

کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد

E-MAIL:irshafa@yahoo.com